دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آخرین شعر ِ سکوت ِ تو چرا ، فریاد است ...؟؟؟ باز رفتی ُ سر ِ کوچه مرا ....داد زدی ......؟!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دانی از زندگی چه میخواهم .....من تو باشم تو پای تا سر تو ........زندگی گر هزار باره بود....... بار دیگر تو بار دیگر تو ............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

در عشق توام نصیحت و پند چه سود......زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود .........گویند مرا که بند بر پاش نهید ...... دیوانه دل است پای بر بند چه سود .....؟؟؟

محـــمد
محـــمد

بودن قدرت می خواهد ،....... و این قدرت را #;سی به من داد ، که روزی می گفت نمی گذارم…

آیینه ی خیال
542727_453846091344608_1964178046_n.jpg آیینه ی خیال

سرچشمه رویش‌هایی دریایی، پایان تماشایی. تو تراویدی: باغ جهان تر شد، دیگر شد.... صبحی سر زد، مرغی پر زد، یك شاخه شكست: خاموشی هست خوابم بربود، خوابی دیدم: تابش آبی در خواب، لرزش برگی در آب.... این سو تاریكی مرگ، آن سو زیبایی برگ.... اینها چه، آنها چیست؟ انبوه زمان‌ها چیست؟ این می‌شكفد، ترس تماشا دارد. آن می گذرد، وحشت دریا دارد.... پرتو محرابی، می‌تابی.... من هیچم: پیچك خوابی. بر نرده ی اندوه تو می‌پیچم. تاریكی پروازی، رؤیای بی آغازی، بی موجی، بی رنگی، دریای هم آهنگی!

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

هوایت ...که به سرم می زند ....دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم!.... عجب نفس گیر است .....هوایِ بی توئی! .....

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

رُخ به رُخ که شدیم من مات شدم......... ! و تو چون پادشاهی که از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است ..........بی اهمیت ، رد شدی.............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دل تنگم و دیدار تو درمان من است .......بی رنگ رخت زمانه زندان من است ......بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی ......آن کز غم هجران تو بر جان من است ......

آیینه ی خیال
538854_375415549194044_961253123_n.jpg آیینه ی خیال

تو هستی من شدی ازآنی همه من ........من نیست شدم در تو از آنم همه تو .............

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

دل من ....باز چو نی می نالد .....ای خدا.... خون کدامین عاشق ...باز در چاه چکید .......

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دستم به حلقه در ....دل با تو داده بودم...دستِ دلم که دیدی, پایم چرا بریدی ؟

رضــــا
59039_539741459387039_1745879973_n.jpg رضــــا

تـک‌بیـتِ ! کمــر بـستـه اَنـد بـه ِ شــاعـر !!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

عقربه ها كه از صبوريم رد مي شوند ......بي خيال شب و تاريكي اش مي زنم به جاده هاي لاابالي ......بگذار شماتتم كنند ذهن هاي مسموم ......وقتي مقصدم تو باشي بگذار هفتاد خوان بي رستم را دوره گرد باشم .............

رضــــا
532228_302076356562882_275506215_n.jpg رضــــا

کاش دوبـاره.. خیلی‌ کـم ، حتّی ! مثل ِ اون روز‌ایِ اوّل ! کاش خـدا منُ ببیـنـه ، ببیـنـه چـه .. دستمـو بگیـره ، بـگه کـه ...!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

من از تماشای تو دست برنمی دارم ....حالا هر چقدر می خواهی نباش .......از ذهنم که بیرون نمی روی !!!