...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
آخرین شعر ِ سکوت ِ تو چرا ، فریاد است ...؟؟؟ باز رفتی ُ سر ِ کوچه مرا ....داد زدی ......؟!!
آیینه ی خیال
دانی از زندگی چه میخواهم .....من تو باشم تو پای تا سر تو ........زندگی گر هزار باره بود....... بار دیگر تو بار دیگر تو ............
آیینه ی خیال
در عشق توام نصیحت و پند چه سود......زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود .........گویند مرا که بند بر پاش نهید ...... دیوانه دل است پای بر بند چه سود .....؟؟؟
آیینه ی خیال
سرچشمه رویشهایی دریایی، پایان تماشایی. تو تراویدی: باغ جهان تر شد، دیگر شد.... صبحی سر زد، مرغی پر زد، یك شاخه شكست: خاموشی هست خوابم بربود، خوابی دیدم: تابش آبی در خواب، لرزش برگی در آب.... این سو تاریكی مرگ، آن سو زیبایی برگ.... اینها چه، آنها چیست؟ انبوه زمانها چیست؟ این میشكفد، ترس تماشا دارد. آن می گذرد، وحشت دریا دارد.... پرتو محرابی، میتابی.... من هیچم: پیچك خوابی. بر نرده ی اندوه تو میپیچم. تاریكی پروازی، رؤیای بی آغازی، بی موجی، بی رنگی، دریای هم آهنگی!
سید حمید جزایری
هوایت ...که به سرم می زند ....دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم!.... عجب نفس گیر است .....هوایِ بی توئی! .....
آیینه ی خیال
رُخ به رُخ که شدیم من مات شدم......... ! و تو چون پادشاهی که از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است ..........بی اهمیت ، رد شدی.............
آیینه ی خیال
دل تنگم و دیدار تو درمان من است .......بی رنگ رخت زمانه زندان من است ......بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی ......آن کز غم هجران تو بر جان من است ......
آیینه ی خیال
تو هستی من شدی ازآنی همه من ........من نیست شدم در تو از آنم همه تو .............
سید حمید جزایری
دل من ....باز چو نی می نالد .....ای خدا.... خون کدامین عاشق ...باز در چاه چکید .......
فردایی دیگر
دستم به حلقه در ....دل با تو داده بودم...دستِ دلم که دیدی, پایم چرا بریدی ؟
آیینه ی خیال
عقربه ها كه از صبوريم رد مي شوند ......بي خيال شب و تاريكي اش مي زنم به جاده هاي لاابالي ......بگذار شماتتم كنند ذهن هاي مسموم ......وقتي مقصدم تو باشي بگذار هفتاد خوان بي رستم را دوره گرد باشم .............
آیینه ی خیال
من از تماشای تو دست برنمی دارم ....حالا هر چقدر می خواهی نباش .......از ذهنم که بیرون نمی روی !!!