دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

alla
alla

ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت.... دل من با دلت افسانه عشق.... چشم من ديد در آن چشم سياه... نگهي تشنه و ديوانه عشق.................

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

باران می بارد، بــــدون چـــتر زیـــر باران قــــدم می زنم . . . در زیر باران اشک می ریزم ........تا تو نبینی اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام ...........

alla
alla

مست عشقم...مست شوقم ...مست دوست... مست معشوقی، که قلبم.. دست اوست....................

alla
alla

پنجره .. باران .. عطر تو .. احساس خوب داشتنت .. ديوانه ام مي كند...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند می تپد .........یاد تو مثل چیزی ......... شبیه یک قطره بــــــــــــــــــاران .......بر لبهای خشک و ترک خورده ام لیـــــــــــــــز می خورد !!!!

alla
alla

آغوشت را تکرار مي کنم قبل ِخواب بي هيچ تجربه اي از آن !!! باور کن من ديوانه نيستم ...

alla
alla

دلتنگم ... بند بند وجودم فرياد ميكشد تو را ... نامت به ذهنم برخورد ميكند ... ديوانه ام ميكند انعكاس...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دیوانه را توان به محبت نمود رام ........... ما را محبت است که دیوانه میکند....................

این ارسال را بازنشر کرده است.
alla
alla

در امتداد نگاه تو... لحظه های انتظار شکسته می شود ..و بغض تنهایی من ...مغلوب وجود تو می شود...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من .....................

alla
alla

ميخواهم برايت تنهايي را معني كنم... در ساحل كنار دريا ايستاده اي هواي سرد، صداي موج انتظار انتظار انتظار به خودت مي آيي يادت مي آيد...ديگر نه كسي است كه از پشت بغلت كند نه دستي كه شانه هايت را بگيرد نه صدايي كه قشنگتر از صداي دريا باشد... اسم اين (تنهايي) است....من تنها نيستم........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خانه ات سرد است ......خورشید نگاهم در پاکت می گذارم ......و برایت پست می کنم........

alla
alla

دستانم گرمي دستانت را مي خواهد، پس دستانم را به تو ميدهم... قلبم تپش قلبت را مي خواهد،پس قلبم را به تو ميدهم... چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد، پس نگاهم از آن توست... عشقم... تمامي لحظاتم، تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند.........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تو از دردی كه افتادست بر جانم ..........چه می دانی؟

alla
alla

ساعت ها را سر گرم کردم .. با تمام دقیقه ها، چرخ و فلک بازی کردم .. ثانیه ها را تاب دادم ...تا تو........آمدي......