...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
مصطفی
وقتی از چشم کسی بیفتی ؛ مثه یه قطره اشک ، دیگه فرقی نمی کنه کجا باشی ؟! گوشه ی چشم ؛ روی گونه ، یا روی خاک .... تو دیگه چکیدی ... !!!
مصطفی
مهم نیست پشت سرم چی گفتی ... مهم اینه .... آب دریا با دهنه سگ کثیف نمیشه....
مصطفی
" گـــــــــــــوسفندانی " بودیم آمدند " خــــــــــــــــــــرمان " کنند " گـــــــــــــــرگ " شدیم ....
alla
وقتی بچه بودم، دعا میکردم.... که خدا به من دوچرخه بده، بعد فهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگه س، بخاطر همین یه دوچرخه دزدیدم... و از خدا تقاضا کردم منو ببخشه !!(آل پاچينو)
alla
تو... که تعبیررویاهای هرشب منی ........یادت می جوشدازچشمه سار خیالم.. دم... به... دم.......................
alla
مي گذره...همراه جاده ،ياد تو از تو خيالم....... توي راه، دريغ از ابري كه بباره واسه حالم ...توي هر گوشه اين شهر(مجازي) ،دارم از عشق تو يادي... مي سوزونه منو ،ياد _ دلي كه به من... ندادي..............
alla
چه کسی برای عشقبازی ما شعر اتل متل خواند.. که پایت را به این راحتی ،از زندگیم وَرچیــــــدی ...
alla
درســت مثــل یــک بــرکه، آرام و ســاکتــم ایــن روزهــا! سنــگ نینــداز.... و آشــوبام نکــن..... فقــط بگــذار، عکــسات آرام و نــرم، تــوی دلــم بیفتــد ................
sima
با خاطره ها باید مُرد ؛ نفس کشیدن با خاطره ها از مُردن سخت تر است...
sima
یکنفر در هـمین نزدیکــی ها چــيزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
sima
حرف میزنی ؛ اما .... تلخ ! محبت می کنی ؛ ولی .... سرد ! چه اجباریست دوست داشتن من... !!!؟؟؟
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چکه چکه جگرم شعری است بر زبان چشمانم … مرا لخته لخته بخوان … . .