...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
matin
گویا در روزگاران گذشته عشق اینگونه بوده است که شاعرگفته یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است عشق ها یی که به راستی عشق بوده است و نه هیچ چیز دیگر. عشق ها یی که هر روز به شکل های متفاوت در افراد مختلف تکرار می شده اما هرگز دل زدگی و کسالت را برای انسانها به دنبال نداشته. اما امروزه هزاران قصه دارد غم هوس بازیها ،دورنگی ها ، دروغها ،نارو زدن ها،سوءاستفاده ها و این همه بدی و ستم که به عنوان عشق در نقاط مختلف این کره ی خاکی رخ می دهد. و چقدر کسالت آور کرده شنیدن این واژه ی مقدس را.........
...غزلواره ...
تو کلام عاشقونه تو رو استاد دیدم ... اگه شیرین تو باشم تو رو فرهاد دیدم ...............
alla
اتل متل جدایی......بانوي من.. کجایی.....................؟
سحـــر خاتـــون
یه دوست مهربون داشتم که...مث الان من داغون بود.شایدم بدتر ازمن...یادمه همش بهش میگفتم بیخیال...لیاقت تو رو نداشته...ارزششو نداره که خودتو براش اینجوری هلاک کنی!!باورم نمیشه یه سال نشده که منم به حال و روز اون افتادم...من که عشق و مشتقاتش برام بی معنی بود!!!حالا حال دوستمو میفهمم...و چقدر دیر...
matin
......با که حرف می زنم ... تو که نیستی ... جوابم را بدهی ......
سحـــر خاتـــون
دلم که میگیره میام اینجا درد دل میکنم...ولی چه فایده؟...................کیه که بخونه؟کجاست که بخونه و جواب بده...اصلا بخونه...چه فایده وقتی من دیگه براش معنی ندارم...هنوزم چراشو نفهمیدم...باورت میشه؟
matin
...............این روزها غــــــــــم برای خوردن زیاد دارم .........تـــــــــو دیگر بـــــــرایم لقمه نگیر........
سحـــر خاتـــون
هنوزم دارم روزامو به یادت میگذرونم...به یاد دستای گرمت...به یاد شیطنت چشمات و نگاهت...به یادت شبا میخوابم و صبح بیدار میشم...به خدا دست خودم نیست...نمیخوام فکر کنم که فقط بودم...یکی که بودنش دلتو زد و دوباره برمگردوندی همون گوشه خلوت و دلگیر خودم...البته این دفعه یه تفاوت داره...دلم نیست و به حاش یه حس خییییلییی قشنگ ولی غصه دار نشسته...
سحـــر خاتـــون
میدونم که نمیتونی اینقدر بیمعرفت باشی...بذار خودمو گول بزنم...باشه؟؟؟
matin
...........مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است....... که براي يه پروانه خسته بهترين جاي رسيدن به آرامشه...............
سحـــر خاتـــون
دیشب بازم اشکام سرازیر شدن....بازم نتونستم جلوی خودمو بگیرم... اون گوشه تو حیاط...تو خنکی هوا...تو تاریکی شب...میشینم و درددلامو برات اشک میریزم...