دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

دلم برای دوست داشتنت تنگ خواهد شد...دلم برای تنهایی و منتظر زنگ تلفن تو ماندن تنگ خواهد شد، دلم برای شادی آمدنت و درد رفتنت تنگ خواهدشد و پس از مدتی دلم برای دلتنگی كردن برای تو ، ودلم برای دوست داشتن تو هم تنگ خواهدشد.......

...غزلواره ...
...غزلواره ...

گفته بودی زود بر میگردی... آنقدر زود که ماهی ها هنوز بیدار نشده باشند... و من مدت هاست کنار حوض خانه نشسته ام و برای ماهی ها لالایی میخوانم....

...غزلواره ...
...غزلواره ...

بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز بنشينم و از عشق سرودي بسرايم ... آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ، پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم ........

alla
alla

بانو......:وقت آمدنت است ، بیا که دیگر ستاره ای در آسمان نیست که نشمرده باشم گلی نیست که برایت نچیده باشم و حتی یک قطره اشک هم در چشمانم نیست که برایت نریخته باشم....

sima
sima

دلتنگم از اين قاب‌هاي مضحک بي‌روح لبخندهاي خشک احوال‌پرسي‌هاي معمولي..... چشمان من تصويري از جنس تو مي‌خواهد..

sima
sima

پیانیست نیستم ؛ خوب می نوازد انگشتانم اما اگر بر تن ِ تو نوازشگر شوند !

sima
sima

عادتــــــ ــــ ـ نَکرده ام هَنــــوز خیال می کنَــــم روزی باز می گردی آرام از پشتــــــ سر می آیی، مَـــرا کــه به انتهای خیابان خیره شُــده ام دوباره به نامِ کوچک صِــدا می زنی و عُمـــر تنهــــــایی ام به پایان می رســـ ـــ ـد......

sima
sima

خــــــدایــا مـگـــر نمــی‌بـیـنـــی هـر شــــب نـبـودنـــــم را بـرایـت پـُســت مـــی‌گــــذارم؟ پـــس چـــرا لایـــک نـمـی‌ کـــنی؟!

sima
sima

تنهایی ... آنجاست که نبودنت ، . . . آه هیچ کس را بلند نکند ...!

sima
sima

نــگاه تو، تجـــلی بـاران ، چــرا دریــغ ، بر جان خسته ی من ببــــار...

sima
sima

چـﮧ تفاوتے می کنــد آنســوے دنیــا باشیم ! یا چند کوچـــﮧ آن طرف تــر ؟! پــاے عشق که در میان باشد ، دلتنگــے دمــــار ِ آدم را در مــے آورد !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
sima
sima

مرا حبس كن در آغوشت من ؛ براي حصار بازوان تـو مجرم ترين زنداني ام .......!

matin
matin

وقتی زندگیم چیزی نبود ........ هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری...... دریافتم .... باید، باید، باید.......... دیوانه وار دوست بدارم............

matin
matin

هی میخواهم گم ات کنم .......به عمد اما..... هی پیدایت میکنم اتفاقی...........

matin
matin

آن عاشق و ديوانه كه اين خمار و مستي را ساخت .........معشوق و شراب و مي پرستي را ساخت........... بي شك قدحي شراب نوشيد و از آن سرمست شد ..........انگاه چنين جهان هستي را ساخت...........