...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
دلم برای دوست داشتنت تنگ خواهد شد...دلم برای تنهایی و منتظر زنگ تلفن تو ماندن تنگ خواهد شد، دلم برای شادی آمدنت و درد رفتنت تنگ خواهدشد و پس از مدتی دلم برای دلتنگی كردن برای تو ، ودلم برای دوست داشتن تو هم تنگ خواهدشد.......
...غزلواره ...
گفته بودی زود بر میگردی... آنقدر زود که ماهی ها هنوز بیدار نشده باشند... و من مدت هاست کنار حوض خانه نشسته ام و برای ماهی ها لالایی میخوانم....
...غزلواره ...
بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز بنشينم و از عشق سرودي بسرايم ... آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ، پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم ........
alla
بانو......:وقت آمدنت است ، بیا که دیگر ستاره ای در آسمان نیست که نشمرده باشم گلی نیست که برایت نچیده باشم و حتی یک قطره اشک هم در چشمانم نیست که برایت نریخته باشم....
sima
دلتنگم از اين قابهاي مضحک بيروح لبخندهاي خشک احوالپرسيهاي معمولي..... چشمان من تصويري از جنس تو ميخواهد..
sima
پیانیست نیستم ؛ خوب می نوازد انگشتانم اما اگر بر تن ِ تو نوازشگر شوند !
sima
عادتــــــ ــــ ـ نَکرده ام هَنــــوز خیال می کنَــــم روزی باز می گردی آرام از پشتــــــ سر می آیی، مَـــرا کــه به انتهای خیابان خیره شُــده ام دوباره به نامِ کوچک صِــدا می زنی و عُمـــر تنهــــــایی ام به پایان می رســـ ـــ ـد......
sima
خــــــدایــا مـگـــر نمــیبـیـنـــی هـر شــــب نـبـودنـــــم را بـرایـت پـُســت مـــیگــــذارم؟ پـــس چـــرا لایـــک نـمـی کـــنی؟!
sima
تنهایی ... آنجاست که نبودنت ، . . . آه هیچ کس را بلند نکند ...!
sima
نــگاه تو، تجـــلی بـاران ، چــرا دریــغ ، بر جان خسته ی من ببــــار...
sima
مرا حبس كن در آغوشت من ؛ براي حصار بازوان تـو مجرم ترين زنداني ام .......!
matin
وقتی زندگیم چیزی نبود ........ هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری...... دریافتم .... باید، باید، باید.......... دیوانه وار دوست بدارم............
matin
هی میخواهم گم ات کنم .......به عمد اما..... هی پیدایت میکنم اتفاقی...........
matin
آن عاشق و ديوانه كه اين خمار و مستي را ساخت .........معشوق و شراب و مي پرستي را ساخت........... بي شك قدحي شراب نوشيد و از آن سرمست شد ..........انگاه چنين جهان هستي را ساخت...........