...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
Roham............
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
بيا ب سمتم.من ديگر ناي راه رفتن ب سمتت را هم ندارم
Roham............
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
از كنارم رفتي چه زود،بيچاره من ك احساسم مرد بي تو
Roham............
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
خسته ام از تلخي شب،تو طلوعه زندگيم باش
سحـــر خاتـــون
تنها خواهشم اینه که بیای اینجا و حرفامو بخونی...قضاوت با خودت!دلم میخواد ببینی باهام چیکار کردی!امیدوارم این کارو بکنی!شاید برای آخرین بار!آخرین خواهش...شایــــــد!!!...
سحـــر خاتـــون
دیگه حرفی واسه گفتن یا نوشتن نمونده!دیگه حتی نایی برای نفس کشیدن ندارم.فقط اینو میگم که داغونم کردی!از دستت ناراحت نیستم.از دست خودم ناراحتم که چرا باید دستی دستی با طناب پاره خودم برم تو چاه!تو هم وایسی بالا سرم و بهم هرهر بخندی!خیالت راحت!تونستی تلافی و انتقام ناراحتیاتو سرم دربیاری!خیلی عالی کارتو کردی!منم خر!احمق!چقدر خنگ بودم و هستم!دوستم نداشتی!ازهمون اول اینو میدونستم!ولی آدم وقتی عاشق میشه عقل و مغزش تعطیل میشه!کور میشه!نه ببخشید!خودشو میزنه به کور بودن!میزنه به خریت!منم که پایه!میخواد باورت بشه یا نه!ولی با همه بی معرفتیت هنوزم دوستت دارم!با افتخار هم اعلام میکنم!چشم هرکی نمیتونه ببینه دربیاد!!!!!چی کار کنم دیگه!...
سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا یه دفعه همه با هم تنهات میذارن!!دم همه دوستای با مرامی که به جای یه کمک کوچولو یا حداقل عوض کردن حال و هوات مسخرت میکنن و بهت دری وری میگن گرم!!!نه دیگه بهتون نیازی دارم نه کمک فکری ازتون میخوام نه میخوام دیگه ببینمتون!شماهایی که خیلی ادعا دارین!آره با خودتم!خود خودت!امیدوارم به حال من بیفتی یه کم به هم بریزی تا بفهمی دل شکستن صدا نداره ولی درد زیادی داره!
سحـــر خاتـــون
نگام به سنگفرش پیاده روهای ولیعصر...تنهام...چشمام خیس اشکه...هرکی ازکنارم رد میشه یه جوری نگام میکنه...چیه؟؟آدم تنها و داغون ندیدین؟به کارتون برسین.دست عشقتونو محکم تر بگیرین و زودتر از جلوی چشمم دور شین!!...نمیتونم خوب نفس بکشم.یه چیزی گیر کرده تو گلوم و انگار که هی داره بزرگتر میشه!داره از چشمام میریزه بیرون!گونه های خیسم سرخ شدن از خنکی هوا...دلم میخواست الان پیشم بودی!به دونفره های کنجکاوی که از کنارم رد میشن حسودیم میشه!حیرون و بی هدف قدم میزنم.میرم...میرم ...میرم...هوا دیگه تاریک شده.باز داره شب میشه و من حالم بدتر میشه!دلم با صدای بلندتری داره اسمتو فریاد میزنه...میشنوی؟؟؟
matin
کاش بودی تا دلم تنها نبود ...تا اسیر غصه فردا نبود ... کاش بودی تا نگاه خسته ام ...بی خبر از موج و دریاها نبود... کاش بودی تا دو دست عاشقم... غافل از لمس گل مینا نبود... کاش بودی تا زمستان دلم ....این چنین پر سوز پرسرما نبود... کاش بودی تا فقط باور کنی ....بعدتو این زندگی زیبا نبود.........
matin
چقدر پیــــاده رو ها را کـــــــــــــــش می دهند . . . این برگهای پــاییـــــــــــــزی ! می خواهم پیـــــــــــــاده شوم . . . سوار اتوبوسی تنــــــــــــــــــــــد رو شوم . . . تا پاییـــــز را رد کنم. . .
matin
گاهـــی........ میان وسعــــــــت دستان خالیـــم حس می کنــم ............ تمــــــــام دار و ندارم.......... نگـاه توســـت ..........
matin
فقط لبخند بزن... لبخند تو ؛ هر لحظه اش .....، یک عمر سرزندگیست........
matin
چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم....... آمدنت را سکوت کردم....... داشتنت را سکوت کردم........ رفتنت را سکوت کردم........ انتظار بازگشتت را هم..... حالا نوبت توست... باید در سکوت به تماشا بنشینی سوختنم را.............
matin
........میدونی.....این دلِ دو حـرفی ِ مـــن ..... خیلی حـرف داره !! ......خیـلی ..........
سحـــر خاتـــون
گاهی صبحا با این احساس بیدار میشی که دوست داری برای ابد توی تخت بمونی، بخوابی و به هیچچیز فکر نکنی.گاهی دوست داری اصلا شب نشه.خوابت نگیره.فقط بری زیر پتو و تا خود صبح گریه کنی.
matin
سر به گوش من بگذار و آرام بگو : دوستت دارم . . . از چه می ترسی ! ......فردا دوباره می توانی انکار کنی . . . !