...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
احساس، پول نیست که هر کجا بخواهی خرجش کنی. احساس، چشمه است، ناگاه جاری میشود...
سحـــر خاتـــون
رفتن مانند آدم کُشی است بار اولش سخت است فقط !
سحـــر خاتـــون
همه آدم ها درد دارند, حتماً که نباید جای زخم هایشان را به شما نشان دهند تا باورتان بشود...
نوید
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
alla
دل عاشق به پيغامي بسازه.............
alla
به كلبه تنهاييم بر خواهم گشت ........به انتظار نجواي عاشقانه ات خواهم ماند.........اگر خواستي به سراغم بيايي....به فاصله ها بگو ترا ازمن نگيرند بانو...
alla
از كنار نخل.. به اميد چشمكي، به آسمانت اي ستاره ام ..نگاه كردم.....چراكور سويي، برايم نفرستاده بودي........
...غزلواره ...
چگونه بال زنم ...تا به ناكجا كه تویی.........
...غزلواره ...
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد ...تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد ...ویرانه نشینم من و بیت غزلم را ...هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد .....
...غزلواره ...
بی تو ... واژه ها نیز در غم غربت ...زانوی غم به بغل .....می گریزند از شعرهای من ......
...غزلواره ...
مهربانیت که ..... دل بارانیم را در آغوش شعر می نوازد ... غرقه در نور می شوم ......
...غزلواره ...
شعرهایم ... آبی نگاهت را می جویند ... نباشی واژه ها سرشارند از نگرانی ... در بی تو بودن ....
...غزلواره ...
آرزوهایم رادر کوله باری ریخته و با خود حمل می کنم... نمی دانم تا کجا باید رفت ...اما من میروم زیرا امید را از دست نخواهم داد ...شاید روزی دست یاریگرش ...کوله بارم را سرشار از از آرزوهای دست نیافته ام کند .......
...غزلواره ...
کاش یاد تو ...آسمان تیره و تار قلبم را روشن سازد ... نور مهربانیت در دلم رخنه کند ... و وجود پر از عشق تو ، طلوع قلبم باشد !...
...غزلواره ...
بر روی رویاهایی که از من دورند بتاب ...تا دوباره تو را نزدیک به خود احساس کنم .....