...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
مصطفی
هنوز می بارم ..هنوز گاهگاهی به شیوهء ابر خسیسی می بارم ...دلم خوش است به اشکی که اشکی می ریزم به خاکی که خیس میکنم... هرچند که در مشت هر بارش سوغاتب از جوانه نیست..هرچند که در جان هرخاکی اراده ای از رستن نیست... ب تو می اندیشم ای ابرها ،ب شما ک ب یک آه ،جنگلها می پرورانید از خاک...
مصطفی
لالالالا بد آورديم،به نام زندگي مرديم/خيانت شکل ياري شد، ز ياران پشت پا خورديم
مصطفی
اي به داد من رسيده توروزاي خود شکستن... اي چراغ مهربوني تو شباي وحشت من.... اي تبلور حقيقت توي لحظه هاي ترديد.... تو شبُ از من گرفتي تو منو دادي به خورشيد
مصطفی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من... شکفتی وگفتی از عشق پرپرم من ...همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت... به خود گفتم ایوای مبادا دروغ گفت...
سحـــر خاتـــون
دلــم زیــادی روشن بــود
ــ سوخــت ــ !
سحـــر خاتـــون
جالبه!!!
این روزها
همه بازیگرهای خوبی شده اند
خسته ام
از جنس قلابی آدم ها!!!
سحـــر خاتـــون
آدمها دیگر خودشان هم از عهدۀ فهمیدن آن چیزی که پشت صورتشان پنهان کرده اند، برنمی آیند، چه رسد به من تو.
سحـــر خاتـــون
شبی با خیال تو هم خونه شد دل/ نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل/ نبودی ندیدی پریشونیامو /فقط باد و بارون شنیدن صدامو /غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد ... ... ... دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد/ نه مرد قلندر نه آتش پرستم /فقط با خیالت شبا مست مستم الهی سحر پشت کوها بمیره /خدا این شبا رو از عاشق نگیره...
كامياب
دوستت دارم های تو حتی بوی ایهام داشت و من به دنبال معنای دور آن یک عمر دویدم
سحـــر خاتـــون
من چتر ندارم دوست هم ندارم چتر داشته باشم آسمان که بارانی تر از هوای دلم نمی شود بگذار بشوید این دلتنگی های کهنه را....
كامياب
بنویس دیوانه ای از قفس پرید می نویسم به امید قفس های متروک بنویس به امید نا امیدی فاصله ها بنویس و قسم بخور که هنوز آن سوی فاصله ها هستی که هستی
كامياب
شبی که خواب بودنت را دیدم برای همیشه رفتی ... حال منم و کابوس رفتن تو ... بیا و بگو که تعبیر کابوس من بازگشت توست ...