...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
دلم برای نگاهت تنگ شده...برای لبخندت...برای صداقتت...
مصطفی
از دست عزیزان چ بگویم گله ای نیست گله ای نیست/ گرهم هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست حوصله ای نسیت/ سرگرم ب خود زخم زدن در همه عمرم/ هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست/ دیریست که از خانه خرابان جهانم/ بر سقف فرو ریختم چلچله ای نسیت چلچله ای نیست/در حسرت دیدار تو آواره ترینم/ هرچند ک تا منزل تو فاصله ای نیست فاصله ای نیست....
سحـــر خاتـــون
من بیهوده می خواستم زندگی را زیبا زندگی کنم. فقط بگو، تو می دانی من از کجا رو به نیستی رفتم؟! کجا تمام شدم؟!
sima
جای تمام جانم گفتنهایت بعد از اسمم خالی است...
sima
این روز ها یه کم تنبل شدم دست خودم نیست نمی تونم از کنار یادت تکون بخورم ...
مصطفی
دل من دیگه خطا نکن... با غریبه ها وفا نکن... زندگی و باختی دل من.... مردمو شناختی دل من....
sima
زلال اســـتــــــــ لـــبــــــهـــای ابــریــتــــــــــ زلال اســتـــــ ایــن بــوســههــای مــلایــــم... ::
sima
عــادتـــ نــمــیکــنـــد چــشــمــم بــه فــصــلهـــا ....روحـــــم بــه فــاصــلـــه...
sima
تو را می توانم از میان تمام مردم دنیا تشخیص دهم، به شرط اینکه چشمانت را نبندی...
آیینه ی خیال
برای زنده بودن ......دلیل آخرینم باش ........
sima
نرسیده به بعضی خاطره ها ... باید بنویسند : آهسته بیاد بیاورید ... خطر ِ ریزش ِ اشک ..
آیینه ی خیال
عشق گذشتن از مرز وجوده .....مرگ آغاز راه قصه بوده .......من راهی شدم ....نگو که زوده ........اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده .......
سحـــر خاتـــون
با دلــــم آمـــده بودم. . . . . . ..با پــاهــايــم بــر مــيــگـــردم...
مصطفی
رو میکنم ب آینه رو بخودم داد میزنم /ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم/رومیکنم ب آینه من جای آینه میشکنم/رو ب خودم داد میزنم ای آینه ست یا که منم/من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم/بند ه ی خاک خاک ناپاک خالی از معنای آدم شده ایم....
مصطفی
با تو ای همدرد ای عشق... با تو درمان بافت این دل... خانه ات جاویدان باد... از تو سامان یافت این دل...