دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
دینا
دینا

انفعالات نفسم از تحریکات بیرونی نیست/ درماندگی ان جاییست که خود در کنترل نباشد/ استفراغ ذهن ام

محـــمد
محـــمد

را ببخش که ..............

محـــمد
محـــمد

، پیشانی نمی‌خواهد. ..............

محـــمد
محـــمد

غـم خــورم یـا فــراق کشـم بـه کــه نـدارم کـدام کشـم

محـــمد
محـــمد

‌ا‌ت سران فتنه‌اند. حرامیان من ! می‌شــود که روزی شـــوم ؟

محـــمد
محـــمد

خـدایـا مـرا .........

× کـدئـیـن ×
× کـدئـیـن ×

پدر بزرگم ميگفت : توجه كردي هميشه كاراي دو سال پيشت واست خنده داره ؟!! منم گفتم آره ، راس ميگي ها !! بعدش خيلي آروم گفت : من كه عمرم رفت ، ولي حالا كه بهش نگاه ميكنم از همش خندم ميگيره ... !!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

این نیست حال و هوای گذشته های دور من.....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کسی که نمیشنود حرفهای مرا در این لحظه ، حالا آن کسی که میخواند حرفهایم را در این لحظه نمیبیند اشکهای مرا ، حس نمیکند درد این دل تنهای مرا .....

«shayan»
«shayan»

از کعبه کلیسانشینم کردی.....آخر درکفر بی قرینم کردی......بعداز دوهزار سجده بردرگه دوست.......ای عشق چه بیگانه زدینم کردی.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

لا اقل پشت سرتو نگاه میکردی شاید کسی ایستاده پشت سرت میدوید و با صدای بی صدایی اسمتو فریاد میزد ....

Alireza
Alireza

از عـــارفــــی پـــرســـیـــدنـــد خـــــــــــــدا را کـــــــــــــــــــــــــجا جــــویـــیــــم ؟! در پاســـــــــــخ گفت کــــجا جـــــــستیـــــــــد کـــــــه نیـــافتید ؟!!

مجیــد
مجیــد

چه عمری گذشت تا باورمان شد آنچه که باد برد ما بودیمـ..

مجیــد
مجیــد

دلتنگیهامو بردار پیش خودت نگهدار وقتی که تنها شدی منو به یادت بیار..

OMID
OMID

تا که بودیم ، نبودیم کسی / کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند / تا که مردیم همگی یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست / نه در آن لحظه که افتاد و شکست . . .