دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خجالت رو کنار بزارین از #سوتی های خودتون یا نزدیکاتون بنویسین (کپی پیست نکنین و سوتی هایی که در اینترنت پخش هستش رو اینجا به اشتراک نزارین ) .. .

برای آشنایی ِ بیشتر با گروه، ارسال های آخر رو بخونین .. .
1- کپـــــی پیســـت ها حذف می‌شوند

2- لطفا با لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین

جزئیات گروه

شناسه 57
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 666 پست
عضو 634 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 25
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 110
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 140

کاربران گروه

(628 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سوتی
شناسه‌: 57 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
Untitled-9.jpg باران
در سوتی

از صبح دارم به گير ميدم كه چرا با اسم دنبالر زير همه ي پست ها رو لايك مي زنيد و اونا هم ميگن ما نيستيم...تازه الان كه داشتم به مي گفتم و اونم شاكي شد دوزاريم افتاد جريان چيه/ در حد تيم ملي

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

بحث سر ِ بود .. گفتم : بچه بازی رو بزار کنار..بازم یک کلاغ چهل کردی !//

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

مهمانمون گفت : ببخشید شدیم .. خواستم بگم بهتون بد گذشت ..گفتم : نه .. خواهش میکنم .. به شما که خیلی خوش گذشت.. /

این ارسال را بازنشر کرده است.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

می‌خواستم به دامادم بگم وقتی عزیزتون زنده بود شما به دنیا اومده بودین، گفتم : " شما عزیزتون زنده بود فوت کرده بودین "

آناهیتا
آناهیتا
در سوتی

امروز از صبح گوشیم خاموش شده بود.بد جوری نگران شدم.رفتم مغازه برا تعمییر.طرف منو میشناخت.کلی خودموگرفتم.هم گفت مشکلشو بررسی میکنم میدم باباتون بیاره.ظهر بابا اومد.گفت گوشیم فقط شارژش تمام شده بود.الان طرف تو [!]بوک همه جا سوتی منو لو داده

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG
در سوتی

یه بار میخواستم به دوستم بگم نمک رو زخم من نپاش گفتم زمک رو نخم من نپاش

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس
در سوتی

یه هم-خدمتی داشتیم، فامیلش "روزخوش" بود... یه روز می‌فرستنش از دبیرخونه پادگان یه سری نامه تحویل بگیره، یارو بهش میگه این‌جا رو امضاء کن، اسمت رو هم بنویس... طرف هم امضاء می‌کنه و می‌نویسه "امید روزخوش".... یارو هم یه نگاهی می‌ندازه و می‌گه : "مرتیکه!! من می‌گم اسمت رو بنویس، واسم نوشتی به امید روزوی خوش، شب بخیر؟؟؟" هم-خدمتی ما هم با اشاره به اتیکت سینه‌اش میگه در حالتی مملو از بُهت می‌گه : "به خدا اسمم اینه"!!!

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG
در سوتی

پارسال رو صندلی یکی از دبیرامون آدامس گذاشته بودیم اونم نشست روش خلاصه زنگ که خورد کلاس شلوغ شد فکر کردم رفته داشتم واسه دوستم تعریف میکردم دیدم یکی از پشت سر داره میزنه رو شونم وقتی نگا کردم دیدم دبیرمون با عصبانیت داره نگام میکنه بعدشم 3 جلسه تو کلاس رام نداد

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./
در سوتی

قرار بود برام 200MB ترافیک بریزن ، 204800MB ترافیک ریختن

فرشید
فرشید
در سوتی

خیلی وقت پیش بود تو یه روزنامه آدرس یه سایت رو اینجوری نوشته بودن : com.site.www

فرشید
فرشید
در سوتی

با دوستم رفته بودیم خرید ، مغازه یه کم شلوغ بود ، یارو مغازه دار هم بی انصاف بود ، هرچی مشتری دختر جوون بود رو خارج نوبت رد میکرد ، بعد دوستم عصبانی شد رف جلو عرض اندامی کنه ، جا اینکه بگه "آقا کار ما رو راه بنداز نیم ساعته وایستادیم" با حالت عصبانیت گفت " آقا راه ما رو کار بنداز ..." . من یکی که بلافاصله از مغازه رفتم بیرون ، بقیشو ندیدم ، هر کاری کردم خودشم واسم تعریف نکرد

آناهیتا
آناهیتا
در سوتی

سوتی امروزم رو بگم و دوباره برم سراغ عکس ها:امروز خواستم برم برا خرید ترافیک نت زنگ زدم آژانس اومد.اصلا حواسم نبود.خیلی راحت در جلو رو باز کردم و به راننده آژانس گفتم فلان جا.راننده آزانس که یه پسر جوان بود دیدم سرخ سرخ شده و گفت خانم فلانی فکر نمیکنی جلو بشنی براتون حرف در میارن؟منو میگید تازه فهمیدم که چه سوتی دادم.(تو شهر ما تا یه حدودی همه همدیگرو میشناسند)

فرشید
فرشید
در سوتی

داداشم همین الآن مزایده رو خوند مزدا