دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

[لینک] />

هَرچي که خودت با دَستاي خودت بنويسي جاش اينجاست ...

پُست های ِ این گروه رو بِخون ..دِل بده !
تا حَد اِمکان کُپي نَکُن تو گروه و از نوشته هاي توي گروه هَم کُپي بَر ندار!

جزئیات گروه

شناسه 1671
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 2004 پست
عضو 261 کاربر
طرفدار 38 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 126
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 68
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 54

کاربران گروه

(259 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تايپ نويـس
شناسه‌: 1671 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

خود رید.ه را تدبیر نیس

l__lNknOwN
l__lNknOwN

فردای من، خیلی وقته که گذشته ازش... آب شد و ریخت روی گونه های من...

این ارسال را بازنشر کرده است.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

سال هاست توی ردپاها ی گنگ عمرم من ثابتم... هه!حقیقته تلخیه!

l__lNknOwN
l__lNknOwN

خدایا... خیلی شیک ومجلسی زدی دهنمونو سرویس کردی... هرچند،بازم میگم... خود دانی! هر کاریمونم بکنی... چاکرتم هستیم!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فــرشــیـد
فــرشــیـد

قَفس یَعنی دَهان ِمَن ! وَقـتـی زَبانَم روی اِسـم ِ تو قــُفل میشَود !

این ارسال را بازنشر کرده است.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

باید به بعضیا گفت: من قبلاً شما رو جایی نریدم؟؟....ریدما!!!!»»»»»کپــی

l__lNknOwN
l__lNknOwN

آهای آدمای باوفا!! اعتــــــــــــماد چیه؟ واسم معنیش کنین...

l__lNknOwN
l__lNknOwN

نشستم رو کاناپه... چراغا خاموش ویه ویدیوی مسخره که روبه رومه... کنترلو میگیرم تودستم فیلم زندگیمو بر میگردونم عقب... حرکت مزحک آدما وبرگشتنشون به حالت قبلیشون یه لبخند تلخ گوشه لبم مینشونه یه صحنه به نظرم آشنا میاد... با کلید stopنگهش میدارم... انگار یه حسی بهم میگه میخوام دوباره مرورش کنم "اولین باری که دیدمت اولین باری که توعمرم دیدمتوشاید تو حتی حواست هم نبود" -کوچه هارو برای لوله کشی کندن... فقط میشه از توپیاده رو رفت وآمد کرد بابا ماشینو نگه میداره تاپیاده شم سربریدگی کوچه...حوالی غروب... آروم میام تو بریدگی وکنار اولین خونه سربریدگی کوچه4 متوقف میشم نگام می افته بهت که داری با دوستات حرف میزنی یه پسر18،19ساله باقد بلند وشلوارک لی ورکابی سفید !! آروم از کنارت ردمیشم یکم جلوتر که میرم،یه لبخند میشینه گوشه لبم.. +...گوشه لبمو می جوم...نباید میدیمت نباید هیچ وقت توزندگیم میدیمت کنترلو برمیدارم این قسمت از فیلموcutمیکنم آره...!اینجوری بهتر شد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

یه عده هستن،دفتر خاطرات وبند وبســـاطی دارن؛ بعد مرگشون هم یه چیزی هس که توش مث این کلیشه ای ها اتفاقات خوب وبد زندگیشونو نوشته باشن؛ امابعضیا هستن؛نه دفتر خاطرات دارن نه چیزی، هرچی هس تواون دل صاب مردشونه! تازه...! دفتر خاطرات بقیه هم هستن! ...منم جزو این بعضیام

l__lNknOwN
l__lNknOwN

باید ادامه بدم...چندسال دیگه؟چقد دوری وتنهایی؟ امیدم بریده....دیگه احساس میکنم باصدای بارون هم به یادم نمیوفتی... هرلحظه حسرتشو خوردم که چرا بارونش نبودم... اما باتمام وجود برات بارونی بودم...بودم یانه؟ ... -بارون صدات میاد...هرلحظه بابغض بیشتر... اما وجود سرد وبی روح پنجره..تواین هوای بارونی هم بویی ازت نبرده! پنجره ها خشک وبی روحن..شاید پنجره اتاق توام همینه!!! هرصدای رعد؛تلنگری برای شکستن بغضم... هرلحظه؛نگام می افته روصفحه سرد گوشی... یادِ سردی وخشکیِ بیابونی می افتم که بدون رسیدن باران؛توحسرت نبودن یارش خشکید؛ بازم صفحه سردو بی روح گوشی! ... یه اس میاد،یه غریبه مجازی... -چی شدی؟ -هیچ!هیچ شدم،نابود شدم!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

سلــــــامـــ عضــــو جـــدیدمــــ....نوشتهــ هایــ خودمـــه...اینمـــ وب نوشتـــه هامـــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
فــرشــیـد
فــرشــیـد

هـی اَشک ِ تِمساح میریزی ک ِ چی بشه !؟

زهره
زهره

نوشتن فقط یه تکراره ...وقتی نگاهم همه چی رو گفته!

فــرشــیـد
فــرشــیـد

اِنقَد ب ِ عَکسم خــیره شـُو تا دِق کُنی ..