دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

בل تنگے از نیمه‌هاے شب وقتے ڪـه تیڪـ تاڪـِ عقربه‌ ـها عمق تنهاییت را به رخ مے ڪـشنـב آغاز مےشوב . . .

ᔕᗩᙢᓰ
7.jpg ᔕᗩᙢᓰ

وقتی شقیقه هایم از تحمل زخم های کهنه تیر می کشند... مجبور می شوم به دورترین عزیزترینم با بلندترین صدا بیندیشم …

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

شبیه كسى شده ام كه پشت دودسیگارباخودش میگوید.. میخواهم ترك كنم! را نه را را وباز هم پكى دیگر میزند...!!!!

ᔕᗩᙢᓰ
wallpeper (503).jpg ᔕᗩᙢᓰ

هرشب ، مشق میکنم سطرهای نبودنت را در دفتر کهنه ی خاطراتم، شاید تمام شود این تکلیف اجباری !

این ارسال را بازنشر کرده است.
... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

چه بسا دخترانی که حــتی رانندگی هم بلد نیستند, ولی به چـه زیبایی" دور "زدن را بلدند ! . .

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

چِـه کلمـِـه مََََََََََظلــومــی استــــ " " تَمــــام ِ تَقصــیرهـــای مــا را بـِـه عُهــده مــی گیـــرَد !

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

غمگـیـــن تــریـن جــای خــاطــره اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی چهـــره ش هــــم داره از میـــرِه ...

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

معـنیِ شکســتَن رـا تــو یــادمـ دادی وقـتی از اـرتفــاعِ چـــشمـهایت افتـادم . . . !

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

قــاتل فـقط اونـی نیستـ کـه بـا تفنگــــ آدمـ می کـــشه دُرُ بـَرِ مـا پــــُر از قـاتلـِ پـُر از قـــاتلـایِ قــــلبُ احــــساس

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

و دیگر هیچ نمی گویم …! که این بزرگترین اعتراض دل من است به تو … سکوت را دوست دارم به خاطر ابهت بی پایانش …..

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

نمـــی خـ ـواهمـ بمـانی! مـــاندن وقتــی رنگـِ التمــاس گـــرفت دوست داشتن بـــویِ ترحمـ بـ ه خود می گیرد!...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذارسـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد … چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!! خـورشـیـدکـه تـابـیـد … پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد … دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . . .

ᔕᗩᙢᓰ
لبل.jpg ᔕᗩᙢᓰ

سیگار بعدی را روشن میکنم کامی از لبش میگیرم.... بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند همان انگشتانی که همچو باد جنگل موهای تورا نوازش میکردند دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده دود سیگار است و بس… سیگارم که به آخر میرسد لبم را می سوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

میسوزم و همه اش تقصیر توست آن همه فکر عاشقانه شدند برای ِسوختنم!!!

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

...

این ارسال را بازنشر کرده است.