دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

دستانمـ رآ که مے گیرے ــمَن دیگر از آنِ خود نیستم! حرارتمـ به اوج مےرسد! و نمیدانم که این از شرم است یآ تصور روزهآیے که باید نبودتـــ را لمس کنمـ!!!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

خودم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت بنویس و برو... !!!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

خودم را به شادیِ تو فروختم و ...حواسم نبود که حواست به بهایِ من نیست حال خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

خدا را دوست دارم...حافظ را هم...ولی خداحافظ را نه!

میترا
میترا

تنهایی یعنی ؛ دست دادن با تمام دیوارهایی ، که از راهی دور آمده اند ، تا دورت را بگیرند !! مبادا برای درد ِ دل نداشته باشی ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
هسツی
هسツی

غم .. حاضر! درد .. حاضر! دوری .. حاضر! .. عشق...؟؟؟؟ ؟؟؟ بلندتر می خوانم...عشق. ؟؟؟ باز هم نیامده .. غیبتهایش از حد مجازش دیریست که گذشته اخراجش می کنم!!!! با آنکه نمی شود اما زندگی را ادامه می دهم...!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

مـــے پسـندم پاییـز را که معافـم مــے کنـد از پنـهان کردن ِ دردے که در صـدایم مــے پیچـد ُ اشکــے که در نگاهـم مـــے چرخـد ؛ آخر همه مـــے داننـد سـرما خورده ام !! هــــــمین

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

چه خوشخیال بودم، که همیشه فکر میکردم، در قلب تو، محکومم، به حبس ابد . . .!! به یکباره جا خوردم وقتی . . . زندان بان بر سرم فریاد زد؟ هی تو . . . آزادی!! و صدای گام های غریبه ای که به سلولم می آمد. . . !

هسツی
هسツی

به لب مدام این ترانه دارم : ترا-----نه دارم .. ترا-----نه دارم .........

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

آن روزها عزیزِ دِلَت بودم! این روزها برایَت آشِنا که هیچ... غریبه هم نیستم

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

آن مرد آمد.....آن مرد با دست خالی آمد....آن مرد با نگاهی سرشار از عشق آمد....آن مرد با قلبی از جنس پنبه آمد....آن مرد با خود عشق آورد...آن مرد آمد و اوی شد........او رفت...او دستِ پر رفت...او با نگاه یخی رفت.....او وقتی رفت سنگ شده بود....او رفت و تنفر را از خود جای گذاشت....او رفت..او دیگر آن من نبود....

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

دور شدنش ....رفتنش...محو شدنش همه را دیدم.......ندید.......بغض...سکوت...و خاموشیم را ندید....#بیمعرفت

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

عاشقانه هایم سرد شدند....تو آنها را سرد کردی....#نگاهت قطبی شان کرد....

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

شعـرم را كه ِ مـی خوانـی ، مـی گویـی روان پـَریش شده ام ؛ پیچیده استــ . . . قبـول ، ... امـا مهربانم ، مـن فقط چشم های ِ تـو را مـی نویسم تو كمـی ساده تـر نگـاه كن جانـ ـم

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

گریان شده ٬ همچون دخترکی لجباز پا به زمین می کوبد... تو را می خواهد ٬ تمام ِ تو را دلم.