دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

قبای میر غضب سبز و خنجرش سرخ است ...مخور فریب دروغ این سیاهکاران را ......

...غزلواره ...
...غزلواره ...

نه در بهشت ...و نه در جهنم ...خــــــــــــــــــدا ... پشت ِ سکوت ِ درختان ِ بِاغ است .........

...غزلواره ...
...غزلواره ...

به سکوتم احترام بگذار ...به قوی ترین سلاحم... آیا طنین سکوتم را احساس می کنی؟ ...وقتی حرفی نمی زنم از زیبایی آنچه می گویم لذت می بری؟ ...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

می نویسم و هراس ندارم از آنكه غلط می‌افتد ... می نویسم و پاك می كنم... همچون خدا كه هزاران سال است می‌نویسد و پاك می‌كند ...و ما هنوز زنده‌ایم در انتظار پاك شدن و بر خود می‌لرزیم.....

...غزلواره ...
...غزلواره ...

مرگ هم به تساوی تقسیم نمی شود ...عجبا ! هیچ کس هنوز به سهم کم اش از مرگ ...اعتراض نکرده است .........

...غزلواره ...
...غزلواره ...

مجذوب پروازم ولی ... دستم به جایی بند نیست .........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
آتش1.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی خودمان را انسان خیلی خوبی می دانیم ، خیلی بهتر و برتر از انسانهایی که بد می پنداریمشان ؛ ولی ... وقتی که خوب نگاه میکنیم و حسابرسی می کنیم می بینیم ... صد کار بد انجام داده ایم که یکی اش را هم بدها انجام نداده اند ... !

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خواستم سفره شاهانه بچینم به طــــرب** یـــاد آن گرسنه سر بــه گریبان نگذاشت

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک*** دیــــدن کوخ نشیــنان بیابـــان نگذاشـــت

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خواستم بهر دو نان منت دونان بکشـــم** پــاسخ مور به پیــغام سلیمـان نـگذاشــت

فردایی دیگر
فردایی دیگر

ایین روزگار مدرنیته ...خود پرستی ....خود خدا میشود ...وخود خواهی ایین این دین جدید..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

سبزی فروشی را دیدم قامت خمیده ....پیر و زن ...زن بود ////...زن بود..با قامت یک انسان ..به همت یک عمق مردانگی ... سبزی به سبزینه گیِ شرف اورده بود ...میفروخت و طبق طبق شرف را شهره میشد ...شهره ازاده گی و بی نیازی..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

پاهای زیادی کفش ندارند ومن هنوز هم کتانی هایم مارک دار نباشد رمق رفتن نمیکنم...............................چشمانم.. چشمانم را من های درونم بسته است ..روزهاست بسته ست.. کو؟ ..کی؟ ...کجا؟ ..اگاهی ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

غریزه و شهوت یه چیزه ..عشق و دلدادگی یه چیز ........برای انسان های هنوز در سطح شرف قابل شناخت نیست..مدرنتیه ..این کارو با انسانها داره میکنه ..کو لیلی دیگری ...کو مجنون بهتری؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم /چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم...