فردایی دیگر
اگر هزار قلم داشتم هزار خامه که هر یک هزار معجزه داشت هزار مرتبه هر روز می نوشتم من ,حماسه ای و سرودی به نام آزادی ...
فردایی دیگر
فقر مسری نیست ...فقط از من به او منتقل میشود ..از او به من ............کا[!]ت که کمی دست هایمان را محکم تر بگیریم ..(به خودمانست ...برای خودم )فقط برای من..
فردایی دیگر
شک نکنید ...روزگار روزگار شک شده است ...روزگارِ شک...
فردایی دیگر
نشسته ام در این غبار بی سوار.........................................خدایا باز هم باز هم غبار ؟و بی سوار؟
فردایی دیگر
جشن عاطفه ها هم قدیما یه جور دیگه بود ..............حالا عاطفه ها بیشتر بود یا جیب مردم پرتر؟اینو خدا میدونه ...ما چه دانیم ....والله.
فردایی دیگر
از این به بعد باید شبا فکر کنم روزا حماقت ...قانون کشورهای جهان سومی ................جهان اولیاشم بهتر از ما نیستن ...والله.
فردایی دیگر
امسال مدرسه نرو ها زیادتر شدن ..اشتباه نکنید فراز از مدرسه نبود ...بسته شدن دست وپای خانواده ها بود .......بالادست و پایین دست ..
...غزلواره ...
دادگاه را سکوت فرا گرفته بود با این همه قاضی چکشش را روی میز کوبید و داد زد: - نظم دادگاه را به هم نریزید! حضار تعجب کردند ...یکی از آنان گفت: کسی حرفی نزد قربان!... قاضی گفت: ولی من صداهایی عجیب غریب می شنوم! ...صداهایی که می خواهند قاتل را تبرئه کنم! ...چشم های قاتل در جایگاه متهم درخشید و زیر لب زمزمه کرد: سپاسگزارم ای شیاطین درون! ...این بار قاضی چکشش را روی سرش کوبید......
...غزلواره ...
سرتاپایش گِلی...خسته روی صندلی لم داد...ویسکی اش را با شیشه سرکشید...سیگاری روشن کرد...از میان دود سیگار به تو نگاه میکرد و لذت میبرد از شاهکارش...و این سینماییترین سکانس آفرینش بود!!
فردایی دیگر
اگر مهدی باکری ..اگر شهید ابراهیم همت ...اگر حسین خلعتبری ....اگر عباس دوران ..اگر عباس بابایی ...بین ما نیستن حضورشون در قلب این خاک ثبته ...حال چه در دنیای مجازی ..چه در دنیای خاکی و عبور واقعیت ..
فردایی دیگر
لیلی و مجنونای قدیمیمون و .......اشتفشان عشق های چند ماهه و یا چند ساله عشقای مجازیمون .................از کجا به کجا .....راستی به کجا چنین سرگردان؟..رهاورد مدرنیته و مکتب احساس زدایی انسان..
فردایی دیگر
به زودی شاهد ایجاد و بسط فرهنگی پر اداب و رسومی به نام فرهنگ مجازی خواهیم بود ........رسومی به مراتب شگفت انگیز تر از رسوم تمدن های برامده تا کنون ..
این نوشته من نیست ...کپی پیست بود از قضا ولی زیبا بود ..متاسفانه نگارنده این خط نوشته رو ندونستم و نشناختم
13 سال و 11 ماه و 26 روز و 20 ساعت و 29 دقيقه قبل