دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خوش آمديد بستنی؟ گلاسه؟ یا … چایی؟
باید قبول کرد که بی واژه بهتر است

حتی سلامهای صمیمانه دو دوست.

جزئیات گروه

شناسه 772
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1266 پست
عضو 175 کاربر
طرفدار 44 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 227
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 50
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 82

کاربران گروه

(174 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

متولدین ماه آذر
شناسه‌: 772 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آیدا
آیدا

خسته از این زمونه ام. خسته تر از صدای تو می خوام که فریاد بزنم. بگم دلم فدای تو

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
آیدا

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
1365263464_065365_show_us_your_smile.jpg آیدا

@م ح م د فکر کردن به تـــ ـــو ناخود آگاه لبخندی روی لبانم میشونه ، چقدر دوس دارم این لبخند های بیگاه را… : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
م ح م د
م ح م د

دعوا ست این جا ... ، دل َم آغوش می خواهد ... خود َم امّا نمی خواهد ... ، بیا دل َم را با خود َت به گوشه ای ببَر و آرام َ ش کن ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گمنام
گمنام

@گمنام اصلا خوب نیسم .. کاش سیگاری بودم و خاکسترم را باد میبرد

گمنام
گمنام

@گمنام بر گو به من از خاطرات دیدار ... از کوچه ی بی صبر و ناشکیب ... از ساعت 8 و 30 دقیقه های کند .... از دیدن و از وقت پر شتاب

این ارسال را بازنشر کرده است.
گمنام
گمنام

@گمنام بر گو به من سوخته ی بی نفس ... از رستاخیز چشم عشوه گرت ... از قلب سنگ در سینه ی گل یخ ... از حرمتی که رفته به خواب ...

گمنام
گمنام

@گمنام از سکوتی که شد مانع وصال ...از عطری که پراکنده شد در گیسو ... از خوابی که چشم را کند پر آب

گمنام
گمنام

@گمنام از شنبه های بعد از انتظار ... از زوزه ی قطار خال از خیال ... از منتظر فراری از سراب ... بر گو چه شد آن همه جنجال ...

گمنام
گمنام

@گمنام از اسخاره ی شب به هنگام صبح ... از واژه های پر از تپش ... از پیاله تشنه لب شراب ... بر گونه ی من از حرمت نگاه

گمنام
گمنام

@گمنام بر گو به من از قصه ی عشق قاصدک ... از سبزه هائی که روئیده بر تن خاک

گمنام
گمنام

عمر به آخر رسيد و ديدار به قيامت افتاد

گمنام
گمنام

تار مویت شعله بر جانم زند ... طاق ابروت عالمی بر هم زند .... وصف آن چشم خمار از ما بدر ..... رهزنی از مژده ات راهم زند .... گمنام

گمنام
گمنام

شب سیاه چشم تو ... به ماه خند یک نگاه ... نظر به من همی کند ...طلوع دولت امید ... خبر ز هاتفم دهد ...دوا به مرهمی کند ... به شب سپرده ام تنم ... زهجر او مرده دلم ...به گوش گر سپاریم ... فغان زآن همی کنم.. گمنام

گمنام
گمنام

كاش با سلامي بي خداحافظي بياد پيشم