❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میکنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فعلا دلتنگی تنها نصیب من از همه ی زیبایی توست …. این روزها می گذرند…. ولی من به این سادگی از این روزهای تلخ نمی گذرم ………. چشمانم شب ترین است دلم دریاترین .. رویایم ستاره ترین و عشقم کوه ترین…! کجاست آن فرهادترین …؟ ………. رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودن وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!! …….. فکــر میــکردم تـو همــدردی! ولــی نــه! تــو هــم ، دردی…. …………. این روزها اگر کسی پیدا شد که شماره تلفنت رو حفظ بود حتماً قدرش رو بدون خیلی باید خاطرت براش عزیز باشه… ……………….. من تنها از یک چیز می ترسم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.. سعید ………………… ای مــتــرســکـــــ ! آنقدر دستهایت را باز نکن ، کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایــســتــادگــی هــمــیــشــه تــنــهــایــی مــیــاورد ……………. بترسید از آدم هائی که عاشق نیستند ولی عاشقی کردن را خوب بلدند …….. دلتنگی تنها نصیب من از زیبایی های توست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق مثل آب میمونه.....که میتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم،تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی چگونه !؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از بعضیها چنان متنفرم که حد نداره ......
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تا به کی من زن تاوان هوس بازی های تو مرد را بدهم آنوقت ننگ هرزگی را به پیشانی من بزنند....؟؟؟!!(خودم)