!L@
یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها ، کی پر کاهی بماند در میان بادها ؟
!L@
عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ، عشق در حسرت دیدار تو زیباست .
!L@
وقتی کسی بهت میگه از ته دل دوست دارم مواظب باش ، چون هنوز بالای دلش جایی برای دیگران وجود داره .
!L@
چه زیباست معشوقه ی کرمهای خاکی بودن در غم سرای مرگ ، زیرا معشوقه ی آدمیان بودن چیزی ندارد جز دل شکستن در رهگذر خاطرات .
!L@
هرکه منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد .
!L@
تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است ، تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است .
!L@
دیروز در دادگاه دلم عقل من قاضی بود ، متهم قلبم بود ، جرم من عشقم بود ، عشق من یاد تو بود ! آیا حق من اعدام بود ؟
!L@
اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه ، که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .
!L@
عشقی که تو را نثار ره کردم ، در سینه ی دیگری نخواهم یافت ، زان بوسه که بر لبانت افشاندم ، سوزنده تر آذری نخواهی یافت .
!L@
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد .
!L@
یکی یکی می رفتیم و کاتب سرنوشتمان را با خطی زیرین می نوشت ، نوبت که به من رسید قلم از قلمدان افتاد و شکست ، کاتب با خط تیره و تار نوشت : اسیر نوشت .
!L@
خستگی ها برایم بی معنا می شود آنگاه که احساس می کنم تو در کنار من هستی .
!L@
چشم در انتظار توست و دلم در گرو عشق تو ، دوست دارم تو را تنگ در آغوش بگیرم و تمام دلتنگیهایم را با شعرهایم به سرزمین چشمانت هدیه کنم ، دوست دارم شبنم های دلواپسی ام را در روی گل گونه هایت جاری سازم ، صورتت را از اشکهایم خیس کنم و تو محکمتر و بلندتر از همیشه به من بگویی خجالت بکش .
!L@
من از لمس یک برگ به حقیقت جنگل پی بردم و از یک حس دوست داشتن به عظمت خدا رسیدم .
!L@
سرسبز دل از شاخه بریدم و تو چه کردی ؟ افتادم و بر خاک رسیدم تو چه کردی ؟ تنهایی و رسوایی بی مهری و آزار ، ای عشق ببین من چه کشیدم تو چه کردی ؟