!L@
این همه خونی که دنیا در دل ما میکند ، جای ما هرکس که باشد ترک دنیا میکند ، هر زمان که گویم فردا ترک دنیا میکنم ، تا که فردا میرسد امروز و فردا میکنم .
!L@
ساده و پاک و بی هیاهو ، ساده به اندازه ی یک واژه خوشبختی ، دیگر نخواهم گفت : باران کی خواهد بارید ، می خواهم به انتظار بنشینم و دگر هیچ نگویم ، به خاطرت بسپار کسی سادگی را از چشمان تو آموخت و اندیشه اش قد کشید تا خود خدا ، اعتراضی نیست اگر مهتاب نباشد ، اعتراضی نیست اگر قاصدک نباشد ، ولی تو بمان تا آن طرف خوبی ها .
!L@
سله بودم کویری ، اندرون سوزنده ترین آفتاب ، و تو تک دانه امیدم از دیار مرطوب ، باریدی ، پیوستیم ، اینک جنگلم من ، و هوای شرجی که تویی ، پادشاه بهارم من ، و تاج پوششم انبوه سبزینه ای که تویی
!L@
وقتی دل تنها کالاییست که خدا شکسته ی آن را می خرد ، پس چرا من به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم ؟
✘ farHad ✘
قلبم اسب سرکش عربيست.... بي سوار و بي افسار... عنانش را خدا بريده..... اين اسب را با خودت مي بري؟
!L@
خواستم یک اس ام اس توپ واست بفرستم ، وسط راه منفجر شد همه فهمیدند دوستت دارم .
!L@
هرگاه خبرهای بد را به عنوان یک نیاز به تغییر و نه یک خبر منفی پذیرفتید ، شما از آن شکست نخورده اید ، بلکه چیزهای تازه ای از آن آموخته اید . (بیل گیتس)
!L@
من و تو هر دو درگیر یه حسیم ، همین حس غریب با تو بودن .
✘ farHad ✘
به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟........
!L@
گفتم که تو شیرین منی ، گفتی تو فرهادی مگر ؟ گفتم خرابت می شوم ، گفتی تو آبادی مگر ؟ گفتم ندادی دل به من ، گفتی تو جان دادی مگر ؟ گفتم ز کویت می روم ، گفتی تو آزادی مگر ؟ گفتم فراموشم مکن ، گفتی تو در یادی مگر ؟ گفتم خاموشم سالها ، گفتی تو فریادی مگر ؟ گفتم که بر بادم مده ، گفتی نبر بادی مگر .
!L@
پاییز می آید ، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم ، پاییز همچون بهار دل انگیز می شود ، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر ، شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد .
!L@
بدترین و خطرناک ترین کلمات این است : همه این جورند . (تولست)
!L@
هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرکس نمیشود ، این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان .