دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران
در copy-paste

با مشاهده ی یک "در"بلافاصله لزوم "دیوارها" احساس می شود. آیا: با مشاهده ی یک دیوار هم به همان اندازه لزوم یک "در" را احساس می کنیم؟!

باران
باران
در copy-paste

قصه عشقت را ... به بیگانگان نگو !!! چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند...

باران
باران
در copy-paste

دل کندن اگر کار آسانی بود ، فرهاد به جای بیستون دل میکند

باران
باران
در copy-paste

تو را طلب نمیکنم...نه اینکه بی نیازم... صبورم

باران
باران
در copy-paste

هر که خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران
باران
در copy-paste

وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد مرغ امید من از شدت غم میمیرد دل به رویای خوش خاطره ها میبندم بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد

باران
باران
در copy-paste

خداوند همه چيز راجفت آفريد:جز بینی ودها ن وقلب،مى دونى چرا؟چون بايدبراى خودت يک هم نفس يک هم زبان ويک هم دل پيداکنى

باران
باران
در copy-paste

چقدر تلخ است بعد از سال ها انتظار نیمه گم شده ات را کامل بیابی!!!!!

باران
باران
در copy-paste

حکایت من و تو حکایت آسمان و زمین است فقط چیزی شبیه رعدوبرق مارا به هم می رساند

باران
باران
در copy-paste

تو را آرزو نخواهم کرد..هيچ وقت..! تو را زمانی می خواهم که خودت بيايی نه با آرزوی من.

باران
باران
در copy-paste

قرارمان فصل انگور، شراب که شدم بيا... تو جام بياور من جان!

باران
باران
در copy-paste

هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو، دلی را به دريا زدم که از آب، واهمه داشت

باران
باران
در copy-paste

صدايت درگوشم زمزمه می شود ونگاهت درذهن مجسم... ولی من تو را می خواهم نه خيالت را.

باران
باران
در copy-paste

سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد‌ و رفت” ؟ آدمها می‌روند که برگردند ، یا می‌آیند که بروند

باران
باران
در copy-paste

در راه رسيدن به تو گيرم که بميرم اصلاً به تو افتاد مسيرم که بميرم يک قطره ي آبم که در انديشه ي دريا افتادم و بايد بپذيرم که بميرم