باران
یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
باران
هر بار کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شدم
اونقدر که ترس از گرفتن دست کسی دارم
ترس از گم شدن ندارم.....
باران
صبر کردن دردناکه و فراموش کردن دردناک تر ولی دردناک تر اینه که ندونی باید صبر کنی یا فراموش
باران
جلوی من قدم برندار، شاید نتونم دنبالت بیام پشت سرم راه نرو، شاید نتونم رهرو خوبی باشم کنارم راه بیا و دوستم باش
باران
هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟ مردم گریه میکنند. نه به خاطر اینکه ضعیف هستند. بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند
باران
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...
باران
کاغذی به سپیدی برف گفت : ترجیح میدهم بسوزم تا اینکه موجودی سیاه و کثیف مرا لمس کند . شیشه مرکب و مداد رنگی ها ، آنچه کاغذ گفت را شنیدند و به او نزدیک نشدند ... کاغذ ، سپید باقی ماند .... پاک و تمیز برای همیشه.... خالی و پوچ...
باران
خستهام در همه جای این زمین همنفسم كسی نبود زمین دیار غربت است از این دیار خستهام كشیده سرنوشت من به دفترم خط عزا از آن خطی كه او نوشت به یادگار خستهام به گرد خویش گشتهام سوار این چرخ و فلك بس است تكرار ملال ز روزگار خستهام
باران
با گفتن یک \"عزیزم جایت خالی ست\" نه جای من پر می شود و نه از عمق شادیهایت کمتر! فقط... دل خوش میشوم که هنوز، بود و نبودم برایت مهم است
باران
خدایا نادانی دیروز شادی امروز را از من گرفت نادانی امروز را از من بگیر تا شادی فردا را از من نگیرد
باران
یك دست من صدا دارد وقتی با سیلی صورتم راسرخ نگه میدارم تارقیب رنگ زرد رخساره را نبیند
باران
آدم ها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش می کنند ، همین که باران بند امد خیلی ها چترهایشان را جا می گذارند !!!
باران
امروز دلتنگ این نیستم که چرا دوست نمیداریم، دلواپس فردایی ام که بازمیگردی و نیستم به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد... به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد... و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد...
باران
من می بافم ... تو می بافی ... من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم ، تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی ...
باران
دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره