دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Jangal
Jangal
در copy-paste

سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه سبز دلم را چید و رفت عاشقی های منو باور نکرد عاقبت بر عشق من خندید و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد ............بی مروت گریه ام را دید و رفت باغ هجرش را مدارا می کنم گرچه بر زخمم نمک پاشید و رفت

باران
باران
در copy-paste

چه مغرورانه اشک ریختیم، چه مغرورانه سکوت کردیم، چه مغرورانه التماس کردیم، چه مغرورانه از هم گریختیم , غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا،هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه خداوند را از هم پنهان...

باران
باران
در copy-paste

بگذار آدمها تا می توانند سنگ باشند تو از نژاد آب باش و مثل چشمه با مهربانی در دل آنها راه باز کن...

باران
باران
در copy-paste

به جای موفقیت در چیزی که از آن نفرت دارم، ترجیح می دهم در چیزی شکست بخورم که از آن لذت می برم .

باران
باران
در copy-paste

احکام عشق: دیدنت واجب بوسیدنت مستحب سکوتت مکروه نبودنت به خدا حرام

باران
باران
در copy-paste

چقدر سخت است خندان نگه داشتن لبها در هنگام گریستن قلبها...

باران
باران
در copy-paste

دست خودمان نیست كه روی حرفمان نمی مانیم ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند...

باران
باران
در copy-paste

تلاش نکن که زندگی رو بفهمی زندگی رو زندگی کن! تلاش نکن که عشق رو بفهمی عاشق شو...

باران
باران
در copy-paste

گاهی باید کم باشی تا نبودنت احساس بشه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت بشه.

باران
باران
در copy-paste

تاثیر دعا

باران
باران
در copy-paste

مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است. مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟ صاحب فروشگاه: این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی دارد. مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌ صاحب فروشگاه: ... طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی هر کاری را که سایر طوطی ها انجام می دهند، انجام داده و علاوه بر این توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را نیز دارد. و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسیده و صاحب فروشگاه گفت: ۴۰۰۰ دلار ! مشتری: این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟ صاحب فروشگاه جواب داد: صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر ارشد صدا می زنند!

باران
باران
در copy-paste

میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم

باران
باران
در copy-paste

نانسى آستور - (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) - روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پرآوازه وقت انگلستان ) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم. چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش

باران
باران
در copy-paste

روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:«شما برای چی می نویسید استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!»وبرنارد شاو گفت:«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!»

باران
باران
در copy-paste

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!