محسن ملک
هنر زائیده دوستی این سه چیز است: استعداد، استاد خوب و پشتکار
آرمان
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد بــــرو فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری....................................!
آرمان
تو مثل همیشه... حتی بدون یک نیم نگاه از کنارم بی تفاوت رد شدی...! نمی دانم! "شاید عادت کرده ای به همیشه بودنم
آرمان
حوالی ما کسانی زندگی می کنند که تا دیروز میگفتند : <<بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم>> ولی اکنون در آغوش دیگری نفس نفس میزنند...!!!
Jangal
متن كامل سه خاطره جالب زندگي عزتالله انتظامي از زبان خودش عزتالله انتظامي در مراسم جشن تولد 87سالگي و رونمايي از تمبر يادبودش خاطرههاي شيريني از زندگياش تعريف كرد. به دليل جذابيت لحن شیرین و خودمانی آقاي بازيگر اين خاطرهها را با همان لحن محاورهای و دوستداشتنی او و تا حد امکان بی کم و کاست نقل ميکنيم:
آرمان
وقتی تو حرفهایم را نمی خوانی چه تفاوتی دارد که حرف دلم را بنویسم یا از دفتر بغل دستی ام کپی کنم !!!!???????
آرمان
در جستجوی چه جوابی هستی وقتی عاشقت را آزار می دهی و بعد از او می پرسی : دوستــم داری؟
آرمان
دير امده اي تغيير كرده ام براي شناختنم عكسم را مچاله كن ...
آرمان
آمدم نبودی نیا دیگر....نه که نباشم! هستم..فقط اسمم به نام دیگریست
آرمان
این روزها دلم برای عشقی دلتنگ است که همه روزهایم را بر باد داد این ساعتها چقدر کند می گذرد پس چرا زمان با تو بودن آنقدر زود گذشت ...
آرمان
لبخند همهمان کمی مشکوک است ... مونالیزا! همهمان بار داریم و نمیدانیم در دلمان چیست... ... همه آویزانیم و چشم به راه خریدارانیم لبخند همهمان کمی مشکوک است چه کنیم خالقمان داوینچی نبود....
آرمان
پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید... من که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید... باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد... بنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید.. من از آیین شما سیر شدم.. سیر شدم ...پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید... دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟! خبـر مــرگ مرا طعنـه به یارم بزنیـد... آی! آنها!! که به بی برگی من می خندید!... مرد باشید و... بیایید... و.... کنارم بزنید..
آرمان
قابل دسترس که باشی دیگه جذاب نیستی کافیه یه بار باهات حرف بزنن باید دور باشی تا جذاب باشی دور باشی راجع بهت فکرم می کنن حتی