دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ســـــــــــــلام ...

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

كسی كه به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، كارش به جایی خواهد رسید كه هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد. .....

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

یعنی عمرا اگه این بحث های سیاسی که تو تاکسی های ایران میشه, تو اجلاس سران بشه

آزاده ایــرانی
86be.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

یکرنگ بمان ... حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که ... مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

هیچی بدتر ازین نیس که بری تو مهمونی؛هلو برداری؛فک کنی هسته جداست؛بعد نباشه؛ و تاوسطای خوردنش آب از زیر آرنجت سرازیرشه؛ أه؛أه چندش

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

این اجلاس جنبش عدم تعهد هیچی که نداشت ؛اینش خوب بود که اسم چند تا کشور واسه اسم و فامیل یاد گرفتیم....

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

یه شب دوشنبه با خانواده دعوت بودیم منـــــــــزل یکی از اقوام !!! از شانس ما اهالی اون جا همه فارسی1 رو دوست داشتن ! (اه اه اه ) ما هم عشق برنامه نود ! حدودای ساعت 9 یواشکی رفتم بالا پشت بوم ! که دیششون رو تکون بدم که از تنظیم خارج بشه! وقتی رفتم بالا دیدم که هی وااای من !! چقـــــــــدر دیش...!!!! مجبور شدم به همه دیشها یه لگدی بزنم ! بعد از چند دقیقه از عملیات !! کل ساختمون ریختن رو پشت بوم ! همه فکـــــر میکردن نیرو انتظامی اومده از ترسشون همه دیش ها رو جمع کردن ! )) ما هم نشستیم 90 دیدیدم و هی خندیدیم )

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

مغازه پسر عموم وايساده بودم !!! دختره اومد گفت : آقا مودم "وای وای" دارين ؟؟؟ پسر عموم گفت نه ولی مودم "وای فـــــــای" داريم بدم خدمتتون دختره گفت : مرسی ، ممنونم و رفت !!! به هميــــــــــــــــــــــــــن بركت قسم !!!

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

یه رفیق داشتیم هرکی بهش می گفت "التماس دعا" می گفت: "محتاجیم به التماس" ... قیافه شنونده ها همیشه دیدنی بود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

یه رفیقم دارم به جا "ایشالا" میگه "اگه خدا بذاره" !!

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

یه فک و فامیل داریم اصلا ازدواج غیر فامیلی تو کتشون نمیره !! یعنی در این حد بگم که دو تا پدربزرگام با هم برادرن و دو تا مادربزرگامم خواهرن! یعنی مامان و بابای من هم دختر عمو پسر عمو ان هم دختر خاله پسر خاله! ( واقعا من از همین تریبون خدارو شکر میکنم که سالمم ! ) این فقط یه گوششه.. یکی از عمو هام با دختر عمش ازدواج کرد.. بعد داداشه اون ،یعنی پسر عمشون ، اومده با عمم ازدواج کرده.. یعنی الان دختر عمم هم دختر عمه ی دختر عمومه هم دختر داییش! جدای از دختر عمو و پسر عموم که با هم ازدواج کردن و دختر خاله و پسرخالمم که با هم ازدواج کردن ، یکی از پسر خاله هام اومده دختر عممو گرفته ! اینم یه گوشش.. یه طرف دیگه ، داداشه یه زن عموم اومده با خواهر یه زن عموی دیگم ازدواج کرده.. همین قدرشو من بلدم.. بقیشو هرچی مامانم میگه نمیفهمم دیگه !! یعنی فامیل شده گره کور!!

مهشی ــد
مهشی ــد
در دوره

دقت کردین از وقتی سران اجلاس در حال برگزاری جلسه هستن آشوووب و ناامنی فقر و فحشا و تجاوز بیکاری، رکود و بحران اقتصادی تورم روز افزون در اروپا و امریکا از وضعیت قرمز خارج و وضعیتی کم رنگ تر از سفید دارد حتی؟ حمید معصومی نژاد «خبرنگار واحد مرکزی خبر در رم!!

alireza
rj.jpg alireza
در دوره

42 دقیقه همراه با Ambyx

مهشی ــد
217989.jpg مهشی ــد
در دوره

اونایی که دوتا دست هم دارن ولی زورشون میاد یه مسواک بزنن یا ظرف بشورن یاد بگیرن

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

رفیقم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته ، برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب . ( کلید اسرار )