Herose
تو راه برگشت به خونه بودم، با خودم فکر میکردم واسه شام باید چی کار کنم، غذای مونده که ندارم، چیزیم نیست تو یخچال که غذا درست کنم، حوصله هم ندارم برم سوپر مارکت. گوشیمو از تو کیفم در آوردم یه اساماس به خودم دادم : شام هیچی نداریم بیرون یه چیزی بخور! بعدشم جواب اساماس خودمو دادم که : سیرم، شام نمیخوام، ۱۰ دقیقه دیگه میرسم
در دوره


جزئیات گروه
5 

دیدگاه غیرفعال شده است.

