آقـا اَمـیـن
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
آقـا اَمـیـن
تو از دنیای من دل بردی و صد بار دل بستم که این دلدادگی بیش از هزاران آرزو دارم
آقـا اَمـیـن
الــهــی پـایی ده کـه با آن کـوی مهـر تـو پوئیم و زبانی ده کـه با آن شکـر آلای تـو گـوئیم
آقـا اَمـیـن
الــهــی دانـــایــی ده کـــه در راه نـیـفـتـیـم و بـیـنـــایــی ده کـــه در چــــاه نـیـفـتـیـم.
آقـا اَمـیـن
الــهــی نفسـی ده کـه حلقـه بنـدگـی تـو گـوش کند . جـانی ده کـه زهر حکمـت تـو نـوش کند.
آقـا اَمـیـن
الــهــی دلـی ده کـه در کــار تــو جــان بــازیـم و جــانـی ده کـه کــار آن جـهــان بـسـازیـم.
آقـا اَمـیـن
الــهــی دلی ده که شـوق طاعـت افـزون کنـد و تـوفیق طاعـتی ده کـه ببهشـت رهنمون کند.
آقـا اَمـیـن
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...
آقـا اَمـیـن
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشخیص دهد : اندوه پنهان شده در لبخندت را ، عشق پنهان شده در عصبانیتت را و معنای حقیقی سکوتت را
آقـا اَمـیـن
امشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
آقـا اَمـیـن
بـــرو سراغ مـن نیـا مـا دیگــــه مردیم واسـه هـــم حتی ازم خبـر نپـرس شـدم اسیـره دسـت غـم نپـرس چـی اومـد بـــــه ســـــرم تـو کـه واسـت مهـم نبـود دست خیانتت یک روز اتیـش کشیـــــد بـه هـرچـــــی بـود
آقـا اَمـیـن
بــــرو شـایـد تو نبـودت یـــه لـحظــــه آروم بگیــــــرم ببیــــــن چــــــه کــــــردی بــــا دلــــــم نمیشـه آسون بمیـرم حـالـا کــــــه تـو نفهــــــمیـدی چـرا چشـام تر بوده الهـی آواره نشـی مثـــــــــــل منـــــــه درمـونده الهـی آواره نشـی مثـل منه درمــــــونده
آقـا اَمـیـن
تو که نیستی نه هوا هست، نه نفس هست، نه ترانه تو که نیستی واسه بودن نمی مونه یه بهانه
آقـا اَمـیـن
دعای خانومها با خدا خدایا ! به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم صبر بده تا او را بپذیرم ولی قدرت نده که میزنم لهش میکنماااااااا
آقـا اَمـیـن
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم