Herose
پسر داییم تو آژانس کار میکرده یه روز یه پیرزن سوار میکنه، بعد چند دقیقه گوشیش زنگ میخوره، حرفش که تموم شد، پیرزنه پرسید: کی بود؟ پسر دایی: :O:O پیرزن: پسرم کی بود؟ پسر دایی: :O:O ... پیرزن: مگه کری، میگم کی بود؟ پسر دایی با حالت ترس و شوکه شده: دوستم بود. پیرزن: حالا چی میخواست؟ پسر دایی با حالت عصبانیت: دنبال زن فضول سن بالا میگرده تا ...!!!
در دوره


جزئیات گروه
8 

دیدگاه غیرفعال شده است.

