دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

هیچـــ كســ ویرانی ام را حســـ نكرد روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟ کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . . مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! ! نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
11.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

من خوبم ...خسته نیستم ... فقط گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
5.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

نمیــــــدانمـــ تعبیـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ یستـــ ــ ـ یا انتــــــظار ؟!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
2.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
19_irisz_agocs.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

با من بیا پری قصه های دیروزی با من بخوان همان ترانه های شاد دیروزی با من بیا به چیدن لحظه های بی تکرار با من بگو تو از قصه ای ناب و جاده های ناهموار با من بیا شاهپرک بانو اینجا خیال تو گل داده تا هر روز با من بیا به قله آرزوهای خفته با من بیا که هنوز گلهای انتظار نشکفته

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

اندوه این زمان این ست برای من ،که یاری گفتنم نیست و مبهم ها پیچده چون شاخه های هرز به دور تنه افکارم چگونه صمیمیتت را با نشناختنت باور کنم هر چند که ندانستنم تظاهری بیش نیست و دانائیم جهلی فزون پس این حق منست برای دانستن تو و این شاید شهامتی ست که گمشده در سخنانت ممنون که گه گاهی از برادر نه نه از یک غریبه احوالی می پرسی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
hands_of_rain_by_erdincaltun.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

لبخند بزن ترانه غمگین من به روی ماه آسمان بهار می بارد از نگاه خمار عاشق کشت سراسر باران انتظار زخمه بزن به جان من اما لبخند بزن به لحظه های سر آمده ای که نامش تا همیشه میلرزاندم لعنت بر این انتظار یخ کرده جان بودنت در سرمای خواستنی دیوانه وار من بوده ام آری من تکرار تکراری ترین لحظه های روزگار اما تو را خواسته ام تویی که همیشه ترانه ای بوده ای در لحظه های پایکوبی انتظار برخیز ترانه من تنها بهانه من تنها یک قدم مانده تا پایان این شب و مرگ انتظار

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

یادت هست می گفتی : اگر تركم كنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟ به یادت هست می گفتی : نرو هرگز كه من بی تو فراموشم؟ به یادت هست می گفتی : كه هر لحظه ، شبها ، صدایت هست در گوشم ؟ كنون آن روزها رفته ، تو هم رفتی ، اینك من شدم تنها ، اسیر دردها ، غمها تمام روزها ، شبها ، ماهها ... شكسته در گلو بغضم ، به یادت اشك می ریزم به یادت ای وجودو هستی من به یادت میمیرم به یادت ای امید من اکنون دور از آشیان میمیرم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

حکایت شیری که عاشق آهو شد شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود… پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد. دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ... گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

هنوزم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام! هنوزم صدایت رامیشنوم بااینکه صدایم نکرده ای! هنوزهم همه جامیبینمت باینکه به دیدنم نیامده ای! هنوزهم باعشق توپابرجام بااینکه خودت رازیرباعشق دیگری شکسته ای ! هنوزهم همان طورمقدس دوست دارم بااینکه زندگی خودرابه تباهی کشانده ای! هنوزهم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرندبااینکه چشم برچشم دیگری دوخته ای! هنوزهم دلواپس دلنگرانی های توام بااینکه ازهمه آدمها بریده ای! به هزاران شادی نفروشم غم پنهان ن تورا

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

یادمان باشد كه ...؟؟ ...... خواهشا .......

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@پـــری‌ســــا یه روز یه جنگل بود که درخت نداشت. یه شکارچی بود که تفنگ نداشت. یه تفنگ بود که فشنگ نداشت. بعد اون شکارچی با اون تفنگ که فشنگ نداشت یه گوزن شکار کرد که شاخ نداشت گوزن را انداخت توی کیسه که ته نداشت این داستان که نویسنده نداشت نویسنده هم اسم نداشت هر چند این داستان سر و ته نداشت ولی ارزش سرکار گذاشتن رو که داشت…

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

سحر نزدیک است آسمان آرام قلبها بی باران دوستی شایدمعنی دار چشم ها در راه بلبلان آواز خوان برکه های عشق پر آب رودها در جریان راه بیراه است ولی آشنایی در راه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باشی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت... !! .............