❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته بود اهــل زمین نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تـنها از این نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنویســــــید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود گفتی عاشقمی، گفتم دوستت دارم. گفتی اگه یه روز نبینمت میمیرم، گفتم من فقط ناراحت میشم. گفتی من بجز تو به كسی فكر نمی كنم، گفتم اتفاقا من به خیلی ها فكر می كنم. گفتی اگه بری با یكی دیگه من خودمو می كشم، گفتم اما اگه تو بری با یكی دیگه، من فقط دلم میخواد طرف رو خفه كنم. گفتی ... ، گفتم... . حالا فكر كردی فرق ما این هاست؟ نه! فرق ما اینه كه: تو دروغ گفتی، من راستش
Herose
می سپارمت به همانی که تـــــو را به جــــــان من انداخت...!؟ .......تقـــــدیــــــر.......
kamran
مرد اون نیست كه از نعره ش دیوار به لرزه بیفته مرد اونه كه از صدای نفس كشیدنش قلبت بلرزه................
kamran
به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام ........سلام به همگی.... با شما هم هستما.
آقـا اَمـیـن
و سطـر ســــطــر شعرهاﮯ منــــــ گام هاﮯ بلند مردﮯ ستـــــ ڪ واژه هاﮯ غرورم را لگد كرده استــــــ خواننده ﮯ عزیز با احتیاط ڪ ـتاب مرا ورق بزنـــــــ تمام عاشقانه هایم درد مـﮯ كنند!
آقـا اَمـیـن
تـلـــخ اســــت ! بـــاور نبــودن آنهــا کــه ... مــی توانســتــنــد باشــنـد و رفتند ! و تـلــخ تـــر اســـت امــروز... بـــاور آنهــا کـــه ادعــای مــانـــدن دارنــد .
آقـا اَمـیـن
دسـت بـه صورتـم نـزن! می تـرسم بیـفتـد نقـاب ِ خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم! و بعــد ... سیـل ِ اشـک هـایـم تـو را بـا خـود ببــرد! و بـاز ... مـن بـمانـم و تنهـــایـی
آقـا اَمـیـن
زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی شروع شد!!! دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی… بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0? ــــــــــ بازی تمام شد... زندگی را باختی
آقـا اَمـیـن
درخت ها ایستاده می میرند... اسب ها ایستاده می خوابند… چه رازیست بین نجابت و ایستادگی؟...
مهربانی گلی است از باغ عاشقی که هر باغبان و هر صاحب بوستانی مالک آن نیست و من چقدر سعادت مندم که چنین کسانی مرا بیاد دارند
. . . آزاده مهربانم هیچ زبانی و هیچ کلامی قادر به پاسخ این همه لطف تو نیست 
14 سال و 5 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبل



14 سال و 5 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبل
هر روز برات رویایی باشد دردست نه دوردست*عشقی باشد دردل نه درسر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمره گی تولدت مبارک
14 سال و 5 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبلای جانم خانمی . . ممنونم شرمنده کردی
14 سال و 5 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبل