دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Zariܓܨܓ ღ
tumblr_lqb5ri5LiO1qi95c1o1_1280_large.jpg Zariܓܨܓ ღ
در دوره

تُو آمَدی کِه بِگویی... بِه گِریه اُفتادی! ■ وَ پُشتِ پَنجِرِه اِنگار یِک نَفَر می رَفت

این ارسال را بازنشر کرده است.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
در دوره

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید. بچه ماشین بهش زد و فرار کرد. پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید. پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم. خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید. اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه. صبح روز بعد… همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Zariܓܨܓ ღ
tumblr_lzm3zudKur1r64cujo1_500_large.png Zariܓܨܓ ღ
در دوره

اِشاره کَرد خُدا سَمتِ پَرتگاه... وَلی ↓ بِه گوشِ مَن... و تُو این حَرف ها مَگَر می رَفت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Zariܓܨܓ ღ
tumblr_lkqprp4B1L1qc7rxyo1_500_large.jpg Zariܓܨܓ ღ
در دوره

اَز اینکِه آمَدِه تا... بیشتَر پَشیمآن بود ■ اَز اینکِه آمَدِه تا... هَرچه بیشتَر می رَفت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Zariܓܨܓ ღ
tumblr_m95ulvUKkf1rep8ano1_500_large.jpg Zariܓܨܓ ღ
در دوره

مِهدیــ موسویــ

Zariܓܨܓ ღ
x_c90540ff_large.jpg Zariܓܨܓ ღ
در دوره

↓مِهدی موسوی ↓

♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
IMAG0103.jpg ♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
توسط موبایل در دوره

تاریخ: ٢٨/٤/٩٢ مکان:#متل قو درراه برگشت من و پسرخالم......عجب صفایی داشت

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)
در دوره

یارو بعدِ یه ماه اس داده داداشی ببخش که رفتم قول بده نری.الان دوس دارم پیشم بود یه چک میزاشتم درِ گوشش با جفت پا هم میرفتم تو شکمش

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

برای تَنوع هم که شده دلم میخوا ی ِ‌کوچولو بمیرم .. D:

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
در دوره

مرحم تمام دردهاست هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد . . .

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)
در دوره

یه درست و حسابی نداریم که بعدش خدا یه دوس دخترِ نقاش بهمون بده صورت زیبای مارو بکشه بوخودا

siavash raha
siavash raha
در دوره

فقط یک دوستدارم ساده.این بود تمام خواسته من از تو!!!!اما ان را هم دریغ کردی....

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

ً