دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
kamran
kamran
در دوره

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ، بی خبرباشی و از دور پیامی برسد.

سید کمال
سید کمال
در دوره

کم نامه‌ی خاموش برایم بفرست از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می‌شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

سید کمال
سید کمال
در دوره

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود من عاشق و او زعشق من بی خـبر است ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

سید کمال
سید کمال
در دوره

من درد تو را ز دست آسان ندهمدل بر نکنم ز دوست تا جان ندهماز دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم

سید کمال
سید کمال
در دوره

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُردچون قیس به وادی جنون خواهی بُردفرهاد صفت در آرزوی شیرین دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

سید کمال
سید کمال
در دوره

من آمده ام که با تو راهی بشوم---آنی که تو از دلم بخواهی بشوم-- دریا بغلم کن بغلم کن دریا -- میخواهم از این به بعد ماهی بشوم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کا[!]ت که تو راه را میبینی و من تو را . . . . . .

سید کمال
سید کمال
در دوره

در مذهب عاشقان قرار دگر است-وین باده ناب را خمار دگر است--هر علم که در مدرسه حاصل گردد-- کار دگر است و عشق کار دگر است---

سید کمال
سید کمال
در دوره

آراسته آمد و چه آراستنی پیراسته زلف خود چه پیراستنی بنشست به می خوردن و برخاست به رقصبه به چه نشستنی چه بر خاستنی

سید کمال
سید کمال
در دوره

مثل کبریت کشیدن در باد - دیدنت دشوار است--- من که به معجزه عشق ایمان دارم- میکشم آخرین دانه کبریتم را---هر چه بادا باد...

سید کمال
سید کمال
در دوره

ز چه ره تو آمدستی که چنین شکسته بالی ز کدام قصه آیی که جدا ز حس و حالی بنشستمت که آیی و که با منت نشینی نه به یک شب و یکی روز که صد هزار سالی

سید کمال
سید کمال
در دوره

دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود با من که آشنای تو بودم ، غریب بود بود و میهمان و تو و ماه و آسمان زیبا خیال می کنم او یک رقیب بود

سید کمال
سید کمال
در دوره

بیهوده در اضطراب ماندیم همه در تاب و تب و عذاب ماندیم همه این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزدعشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

سید کمال
سید کمال
در دوره

سردم شده است و از درون می سوزم حالا شده کار هر شب و هر روزم تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه ی این قافیه را می دوزم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

من بی تو دمی قرار نتوانم کرداحسان ترا شمار نتوانم کردگر بر تن من زبان شود هر مویی یک شکر از هزار نتوانم کرد