آقـا اَمـیـن
هـــوس کــــرده ام خوب نبــــاشم شـــايــد حالــــم را بپــــرسي....
آقـا اَمـیـن
به سلامتی همه مجردا که همدمشون درودیوار خونست غمخوارشون کیبوردکه هرچی میزنیش باز هم گوش میده به حرفات
آقـا اَمـیـن
عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو... و این هر دو، عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.
آزاده ایــرانی
دَروونِت که جَنگ بآشه چه فَرقی میکُنه هر طَرَف بــِــبَره هر طرف که بــِــبآزه تو جــِــر وآجـــِــری ..
آزاده ایــرانی
گوسفندها خوب می دانند که چوپان دوستشان دارد ولی نمی دانند, چوپان رفیق صمیمیه قصاب است...
آزاده ایــرانی
به نظرم خیلیییییییی قشنگهههههههه (از برف متنفرم: نه به خاطر ترافیکی که توی خیابون درست میکنه! نه به خاطر گروون شدن کرایه تاکسیا! نه به خاطر خیس شدن پاچه های شلوارم! از برف متنفرم: ... وقتی ردپای تو هست اما خودت نیستی! وقتی چایی گرم میخورم اما دستام خالی و سردن! وقتی قدم میزنم و خبری از برف بازی های با تو نیست! وقتی آدم برفی میبنم و دکمه ی لباست نیست تا براش چشم بسازیم! راستی عزیزم برف هم مثل خودت میمونه! ظاهرش سفید و زیباست ، اما سرده سرده! )
Herose
خدايا دلگير نشو ازمن ، ولى.....! ته نامرديه دنيات.
Herose
نمی دانم تا کدامین لحظه باید لباس شقایق داغدار به تن داشته باشم.دیگر از این همه دلتنگی برای بی وفاییهایت خسته شده ام. یادم می آید لحظه هایی که با دلی پر برایت حرف می زدم ، این تو بودی که زخم هایم را التیام می بخشیدی.ولی ، حالا که نیستی انگار این زخم ها همیشه باید سرباز بمانند.تو رفتی و من ماندم با دنیایی که آمدی و ساختی و رفتنت فقط خاکستر هایی از آن به جا گذاشت ، نمی دانم تا کی باید در این خاکستر های یادگاری کنکاش کنم برای ثانیه هایی که کنارم بودی و فراموش کردمشان. امروز که برایت می نویسم می دانم هرگز باز نمی گردی ، می دانم دیدنم را به قیامت موکول کردی ، دیگر رفتنت برای همیشه در باورم گنجیده. سخت بود ، اما بالاخره تسلیمش شدم. می سپارمت به خدایی که همه بنده هایش را دوست دارد و از بی وفاییشان می گذرد. خداحافظ بی وفای من.