دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
خــــاله سمانـــــه
moharame89_pic1.jpg خــــاله سمانـــــه
در دوره

اعیاد گذشت و خبر از یار نیامد،بر دل فاطمه غمخوار نیامد،چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم:«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،سقای حسین سید و سالار نیامد»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
خــــاله سمانـــــه
index1.jpg خــــاله سمانـــــه
در دوره

سلااااااااااام

آقـا اَمـیـن
131883189954.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

یادش بخیر

آقـا اَمـیـن
132043801213.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

ای خدا واقعا چی میشد سرویس مدرسه ما هم اینطوری بود

آقـا اَمـیـن
1320153666moment_03.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

پیش به سوی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@•– - Mαт - – باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا... جوي و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا... وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفته هاي « هِگِل » بود و ما دو تا... روز قرارِ اول و میز و سکوت و چاي سنگینی هواي هتل بود و ما دو تا ... افتاد روي میز ورق هاي سرنوشت فنجان و فال و بی بی و دِل بود و ما دو تا ... کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا... تا آفتاب زد همه جا تار شد برام دنیا چه قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،... از خواب می پریم که این ماجرا فقط یک آرزوي مانده به دِل بود و ما دو تا...

سید کمال
سید کمال
در دوره

تـــ ♥ــو آمــ ــدی و با خود بهـــ ـار را آوردیـــ به روزهـــ ــای پائیـــ ــزی قلبمـــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن .. آدمهای زیادی دور و برم دارم !!! آن چیزی که ندارم کسی برای " بـا هــــــــــــــــم بـودن " است

سید کمال
سید کمال
در دوره

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم آنچه را که اسمش را غرورگذاشته ام برایت به زمین بکوبم...... احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی.......

آزاده ایــرانی
1 (7).jpg آزاده ایــرانی
توسط موبایل در دوره

غمگين بودم كه چرا كفش ندارم، اما در خيابان بچه‌ای را ديدم كه پا نداشت.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
1 (5).jpg آزاده ایــرانی
توسط موبایل در دوره

فقط سستی اراده ماست که سبب ضعف ما می شود و گرنه انسان همیشه برای اجرای چیزی که به شدت آرزو می کند. قدرت کافی دارد .

آزاده ایــرانی
1 (1).jpg آزاده ایــرانی
توسط موبایل در دوره

کودکی با پاهای برهنه بر روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید ... و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: خانم ببخشید شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه,من فقط یکی از بندگان خدا هستم. کودک گفت: میدانستم با او نسبت دارید...!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
توسط موبایل در دوره

گاهي سكوت معجزه ميكند و تو مي آموزي كه هميشه "بودن" در فرياد نيست