فرهاد 72
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون شرح ...
فرهاد 72
سراپا خیس از عشق و باران در پاسخ شان چه خواهی گفت؟ اگر بپرسند : آستینت را کدامیک تر کرده است؟!!!...
فرهاد 72
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری ............... فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود دلت آغوش ِگرمتری می خواهد
فرهاد 72
یک نفر هست که از پنجرهها نرم و آهسته مرا میخواند گرمی لهجه بارانی او تا ابد توی دلم میماندیک نفر هست که در پرده شب طرح لبخند سپیدش پیداست مثل لحظات خوش کودکیام پر ز عطر نفس شببوهاست یک نفر هست که چون چلچلهها روز و شب شیفته پرواز است توی چشمش چمنی از احساس توی دستش سبد آواز است یک نفر هست که یادش هر روز چون گلی توی دلم میروید آسمان، باد، کبوتر، باران قصهاش را به زمین میگوید یک نفر هست که از راه دراز باز پیوسته مرا میخواند
فرهاد 72
مرد باشی، تنها باشی، دلتنگ باشی، آواره ی کوچه و خیابان باشی، وقتی به اولین زنی که شبیهِ اوست میرسی ... نزدیک میشوی سیگارت را روشن میکنی بعد پشت دستت را خو و و و و و ب داغ میکنی دا ا ا ا ا ا غ
آقـا اَمـیـن
آنقدر چلچله های حنجره ام صدایت زده اند که دیگر هیچ صوتی گردش به پای فريادم نخواهد رسید . . .
آقـا اَمـیـن
گفتگوي ماه و نابينا : نابينا گفت : دوستت دارم ... ماه گفت : تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري !! نابينا گفت : اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ؛ اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم ...
آقـا اَمـیـن
چه سوال بی جایی است بودن یا نبودن..... ثبت شده ایم همه ... در اداره ثبت احوال!
آقـا اَمـیـن
آنقدر مرا سرد كرد از خودش ، از عشق ، كه حالا به جاي دل بستن يخ بسته ام... حالا دیگر هرکه از راه می رسد ، روي احساسم سر میخورد...!
صــادق هستم SG
ویرانه نه ان است که جمشیدبناکرد،ویرانه نه ان است ک فرهادفروریخت ویرانه دل ماست که باهرنظردوست صدباربناگشت ودگربارفروریخت!