دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا چ خ ب ر ؟

Herose
Herose
در دوره

دلم می‌خواست جنگ بود؛ یک روز بی‌خبر می‌گذاشتم و می‌رفتم و بر نمی‌گشتم دیگر. مفقود الاثر می‌شدم اصلن. بعد اسم‌ام را می‌گذاشتند روی یک کوچه‌ی بن‌بست. جایی که بچه‌ها با خیال راحت توی‌اش گل‌کوچک و استپ هوایی و لی‌لی بازی کنند و بزرگ‌تر که شدند بیایند ته کوچه و دور از چشم‌های مزاحم سیگار بکشند یا با عشق‌شان چند دقیقه‌ای خلوت کنند؛ و بخندند، با صدای بلند بخندند.

Herose
Herose
در دوره

به نظرم خاطره‌ها شايد سوختی باشد که مردم برای زنده ماندن می‌سوزانند. تا آنجا که به حفظ زندگی مربوط می‌شود، ابداً مهم نيست که اين خاطرات به در بخور باشند يا نه. فقط سوخت‌اند. آگهی‌هايی که روزنامه‌هار ا پر می‌کنند، کتاب‌های فلسفه، تصاوير زشت مجله‌ها، يک بسته اسکناس ده هزار ينی، وقتی که خوراک آتش بشوند همه فقط کاغذند. آتش که می‌سوزاند، فکر نمی‌کند، آه، اين کانت است، يا آه، اين نسخه‌ی عصر يوميوری است، يا يه زن قشنگی! برای آتش اين‌ها چيزی جز تکه کاغذ نيست. همه‌شان يکيست. خاطرات مهم، خاطرات غير مهم، خاطرات کاملاً به درد نخور، فرقی نمی‌کند - همه‌شان فقط سوخت‌اند...»

Herose
Herose
در دوره

قاعده و قانون ندارد. آدم دلش می‌خواهد که داشته باشد. دست‌کم من دلم می‌خواهد. اما ندارد. یک‌‌باره خراب می‌شود روی سرم. بیدار می‌شوم و دیوارها تنگ، سقف، پایین و پایین‌تر. آن‌قدر که فکر می‌کنم دیگر از این بدتر، از این دل‌تنگ‌تر، از این دیوانه‌وارتر نمی‌شود. می‌شود. هیچ‌وقت به ته تهش نمی‌رسم. خوب بود اگر آدم جایی محکم کوبیده می‌شد به زمین و صدای خرد شدن استخوان‌های خودش را می‌شنید. آن وقت می‌شد مطمئن باشد که افتادن تمام شده، تمام شده.

Herose
Herose
در دوره

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، رو پیشانی من چیزی نیست ، غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی

Herose
315984_231344050255301_165103736879333_671780_719431102_n.jpg Herose
در دوره

فکرشو میکردین یه روز قیمت یه گوسفند با قیمت یه xbox برابری کنه؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

‫سال هاستـــ در مانده اند؛ ..... کم کم دارد به بغضــــ ــ ـ هایم، تعلق می گیرد . . .‬

Herose
Herose
در دوره

به پسره میگم تو ابروهاتو اینطوری بر میداری کسی تو خونه بهت گیر نمیده؟ میگه آره....همش خواهرم دعوام میکنه که چرا موچینشو بر میدارم نمیذارم سر جاش

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا اگه خطاب رو ازت بگیرن چیکار میکنی؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

برای خودم می سوزد! تنهایی مرا تا به حال هیچ کریستف کلمبی کشف نکرده است...‬

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

‫سایه ات را می شوید اگر این بار روی خاطراتم شوی‬

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

برای زنده کردن یک ی از دست رفته، مثل اینه که بخوای یه شده رو دوباره با ریختن گرم کنی.................................... میشه!

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

راهت را بگیر و ... نه توان دارد نه پیراهنی برای زدن !‬

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

را بستند تا ما به زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از زنگ زدیم!!!‬

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

‫برایت خواهم نوشت . . . از ابهام ها . . . از . . .