دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال
در دوره

وقتی که به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند و گفت من تا آخرین لحظه عمرت با تو هستم گفتم تو کیستی گفت من غمم: پیش خود خیال کردم که غم عروسکی هست که من با اون بازی کنم اما الان که فکرشو میکنم میبینم من بازیچه ای هستم به دست غم . . .

سید کمال
igwmd06v8d00jphpvw4.jpg سید کمال
در دوره

ساده نگذر ! نگاهت را کوک کنـ شایــد ... ... کسے راز دلتـ را پیدا کــرد٬ و با خیسے چشمانتــ همـ آغوشے کـــرد.

سید کمال
426b30042abb.jpg سید کمال
در دوره

وقتے مَن آن "مشترکِـ موردِ نظر " نيـستَمــ... چه فَرقـے دارد در دَسترسـ باشَمــ يا نَباشـمــ...

سید کمال
1_green_apple_01.jpg سید کمال
در دوره

امشب كسی به سیب دلم ناخنك زده است! بر زخمهای كهنه ی قلبم نمك زده است! دارد به باد می سپرد این پیام را: سیب دلم برای تو ای دوست، لك زده است

سید کمال
19442755380353919631.jpg سید کمال
در دوره

بي تو نه بوي خاك نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسكينم چرا صدايم كردي چرا ؟ سراسيمه و مشتاق سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي نشان به آن نشان كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت و عصر عصر واليوم بود

سید کمال
سید کمال
در دوره

هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا. . . چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها . . .

سید کمال
سید کمال
در دوره

آن قدر حرف در دلم مانده که در دهانم گره می خورند و لب هايم را به هم می دوزند و تو خيال ميکنی به تنهایی علاقه مندم و مرا با تو حرفی نيست

سید کمال
سید کمال
در دوره

عاقبت این بی وفایی بر دل یاران ما هم خیمه زد عاقبت این یار ما بر یار دیگر تکیه زد عاقبت این دل درون سینه ام آتش گرفت عاقبت هم عاقبت از این دلم پیشی گرفت

سید کمال
سید کمال
در دوره

تنهائی یعنی مثل همین که من ... به تو فکر می کنم و تو ... به عین خیالت !

سید کمال
سید کمال
در دوره

مـن بـا تـو زیـر بـاران نـرفتـه ام ... بـاران کـه می بـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود راه می افـتم ... بـدونِ چـتـر ... من بـغض می کنـم آسمـان گـریـه ...

سید کمال
سید کمال
در دوره

آن هنگام که بهانه ای ندارم برای نوشتن از تو هر چه آه درسینه دارم بر لب روانه میکنم برای پرواز قاصدک ها... به این امید که شاید یکی از آن ها بدستت برسد

میترا
میترا
در دوره

چقد سفت شده پدال دوچرخه ی 2 نفره ی دوستیمان... یا من خسته ام... یا شیب زیاده.. نه... تو دیگر رکاب نمیزنی و من بیهوده تلاش میکنم

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

jتمام چیزی که باید از زندگی آموخت... تنها یــــک کلمه ست "میگذره"

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

از فریب انسانها دلگیر مشو چون اینان روی زمینی زندگی میکنند که روزی یک بار خودش را دور میزند !

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.