حسین
خدای من ....به سوی تو به سوی روی تو !.....آمدم.....دلشکسته و غمگین..... تنها....و خسته......بی پناه....و مستاصل...... خدای مهربان من !......تنها تو میدانی حال مرا ..... خدای قدرتمند من !.....تنها تو میدانی احساس مرا ..... تنها تو از عمیق ترین لایه های قلبم.....آگاهی داری جانا ...... تنها تو میدانی حال و روز مرا ..... خدایا.......................................................................................!
حسین
پسر ... با دو دستانش تمام وجود دخترک را سخت در خود گرفته بود ... پسر با چشمان مهربانش به دوردستها.... و به رویای با او بودن فکر می کرد ...و احساسی داشت که بی آلایشی اش در واژه ها هم نمی گنجید ...! اما...از آن سو ...دخترک ....با آن چشمان رویایی و جذابش به پسرکی که آن طرف تر ایستاده بود ... خیره شده بود ! آری .....! تو با دستهایت شاید بتوانی تمام وجود کسی را از آن خود کنی و به زنجیر بکشی .... اما ....هرگز ! ....نخواهی توانست روح و احساس کسی را در بند و زنجیر خود کنی .....!
حسین
دوستی، نوشته بود : یادت باشه بهشت زیر پای همه ی مادران نیست هرزنی لیاقت اسم یدک کش مادر رو نداره. بهشت رو به بها میدن نه به بهانه ... در جواب نوشتم : اگه مادری حتی فقط فرزندی رو - فقط و فقط - به دنیا بیاره ... اون فرزند تا آخر عمرش مدیون مادرشه ... 9 ماه از خون مادر خورده و نوشیده و مواد زاید بدنش رو فرستاده تو خون مادر تا مادر تصفیه اش کن و در بدن گرم و نرم مادر زندگی کرده و کلی زحمت بهش داده و موقع بدنیا اومدن چندین روز و ساعتهای زیاد ، دنیا رو جلوی چشمش تیره و تار کرده ... به نظرتون برای فرزندش، مادر بهای کمی پرداخت کرده ... این رو چی میشه گفت ؟ بهاست یا بهانه ...
mehdi
وقتی واقعیت ها آدم را فریب بدهند چه کار می شود کرد ؟ روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ بر تن کرده است
Herose
بعضی هام هستن تا چشم دوست دختر یا دوست پسرشون رو دور میبینن چشاشون مثل فانــوس دریایی میچرخه !!!