دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دمت گرم من رو ببخش, اينا گولم زدند,دمت گرم هستم در حال خوردن ويتامينه پاليزي, آي لاو يو پي.ام.سي

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ماه رویت شد، الان اومد پشت پنجره خونه باباش، فردا رو عید فطر اعلام می‌کنم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کمی زود بود، ولی... دعایت گرفت مادر بزرگ ! پیر شدم... !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

لوس تر از این بازیکن هایی که گل می زنن می پرن بغل مربی هم هست؟ اَه اَه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

موسی فریاد زد عصایم را بیاورید. فرعون وحشت ‌زده پرسید می‌خواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟ موسی گفت پـَــ نه پـَـــ می‌خوام برم.... ببخشید دیگه، خیلی زحمت دادیم! آنگاه بود که فرعون با عصا محکم بر سرموسی کوبید و گفت:خجالت بکش موسی تو پیغمبر خدایی...زشت نیست میگی پــََ نه پـَََــــ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

رفتم نونوایی میگه: نون میخوایی؟ میگم: نه آرد میخواستم دارین؟ (ستاد مبارزه با پــ نــ پــ های احتمالی)

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تو مدرسه این خودکار بیکها رو هی میکشیدم رو میز تند تند بعد داغ میشد میچسیوندم پشت گردن جلوییم بعد داد میزد آآآآآی هنوز بعضی هاشونو میبینم یه نقطه جاش مونده پشت گردنشون

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دو خط موازی تصور کن | | ، یکی شان عاشق باشد..

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

你他妈的是李小龙- 妈的 小 妈 你他 + 妈的是 妈 你 妈的 [ستاد مبارزه با فتنه پـَـ نه پــَ - جنس چینی]

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یک ساعته داشتم با یه زانتیا کورس میزاشتم...! آخرش یارو اومده میگه:داری کورس میزاری؟ گفتم:نخیر مریض دارم واسه همین دارم تند میرم برسونمش بیمارستان...! میگه: پــَ نه پــَ ش کو؟ گفتمش :پ نه پ زهر مار کوفت درد مرض (البته ببخشید این کلمات رو میزارم)

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

رفتم داروخونه -اومدی آمپول بگیری؟ +پ... -لوس بی تربیت +داشتم میگفتم پنیسیلینه -- اخ شرمنده‌ام که من..... ستاد مبارزه با فتنه‌ی پ‌ن‌پ - واحد آموزش‌های اولیه (هیچوقت عجله نکنید)

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ...ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

دیشب گرسنه بود دختری که مرد چه آسان به خاک پس دادیمش و همسایه اش زیارتش قبول دیشب از سفر رسید ، مکه رفته بود......

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

شما یادتون نمیاد قبلنا نه [!] بوک بود نه توییتر ، نه هیچی ... یک ماشین حساب داشتیم یک عدد توش می‌نوشتیم برعکسش میکردیم میشد گوگوش ، کلی حال می کردیم !!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

لنگه های چوبی در حیاطمان گر چه کهنه اند و جیر جیر می کنند، ......محکمند! خوش به حالشان که لنگه ی همند ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.