دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آریسان
آریسان
در دوره

به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان!!

آرش پارسی
263476_156130194458120_100001834219518_381769_465894_n.jpg آرش پارسی
در دوره

تو را انتخاب کردم, تا هر دو مان پايان دهيم, تنهائي را ... ... ديگري را انتخاب کردي, تا هر سه مان آغاز کنيم تنهائي را.. کاش بر تنها ترين تکيه گاه من آويخته بودي طوفان سرما و او... بي رحمانه تو را از من گرفتند بايد با تو قسمت مي کردم تنها ترين پناهم را که امروز تنها نبودم

آریسان
آریسان
در دوره

اولی: چرا سرت را بستی؟ دومی: از یک قهرمان بوکس پرسیدم ساعت چنده. اون 5 بار با مشت زد تو سرم.اولی: خوب تو چیکار کردی؟ دومی :خدا رو شکر کردم که ساعت12 نبود.

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

زحمت اگر نبود مرا هم دعا كنيد +++ شايد كه وا شود گره ام با دعاي تو ما مدتي است ، خانه تكاني نكرده ايم +++ شرمنده ايم ، در دل ما نيست جاي تو از من مرا بگير و خودت را به من بده +++ ما را غريب كن كه شويم آشناي تو

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت… گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که مساحتش همواره مجهول است

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

پازل دل یكی رو بهم زدن هنر نیست هر وقت با تیكه های شكسته دل یك نفر ، یك پازل جدید براش ساختی هنر كردی

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

همیشه تو کتابها و تلویزیون میگن استفاده ابــــــزاری از زن برای تبلیغات کار نا پسند و توهیــــــن به زنــــــه....... پــــــس چــــــرا خــــــدا برای تبلیغ بهشتــــــش از زن (حوری) استفاده میــــــکنه.....؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

يکي در ارزوي ديدن توست يکي در حسرت بوييدن توست ولي من ساده او بي ادعايم تمام هستيم خنديدن توست...

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داده ، زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی که هنوز دوستش داری ، چقدر سخنه دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه روز زیر آوار غرورش له شده ، چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی امّا وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی ، چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه امّا مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

نمیگم دوستت دارم... نمیگم عاشقتم... میگم دیوونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بی خیال دیوونست

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

به نظرم این داستان فوق العادست : (زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی مرد جوان: مرا محکم بگیر . زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه. روز بعد روزنامه ها نوشتن : برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه افرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند )

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

هيچگاه فراموش شدگان فراموش کنندگان را فراموش نمي کنند

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

از پیرزنه می پرسن:شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟ میگه:ننه مکه که فرار نمی کنه!!!

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

پنج تا داداش پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند اگه گفتی چرا ؟ اخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی