دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آرش پارسی
261927_155116341226783_100001852538252_362647_2179817_n.jpg آرش پارسی
در دوره

زيبايي ام را پاياني نيست وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم و هراس كودكانه ام را از يا د مي برم در عطري كه از تو بر سينه دارم چه بي پروا دوستت دارم و چه بي نشان تو را گم ميكنم وقتي كه دروغ ميگويم به زني كه در چشمهاي من تو را جستجو ميكند و مردي كه هر روز از نام تو ميپرسد.

Herose
Herose
در دوره

آخه این همه چاخان زیر عکس دخترا برای چیه بابا نمیشه به طرف اصلا نگاه کرد واسش مینویسن veri veri nice hny

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن > هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن > هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن > هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن > هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی > هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن > هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بهتره ديگران از ما به خاطر آنچه که هستيم متنفر باشند تا اينکه ما رو به خاطر آنچه که نيستيم دوست داشته باشند

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ... جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

افسوس .... باید به "دوستت دارم" هایت هم نمک می بستم تا کسی چشمش نزند..

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

گاهی جای خالی آنچه که باید باشد و نیست آزارت می دهد جایی که خالی بودنش شاید به قدر کف دستی باشد یا شانه های امنی اما همین که نیست بزرگ می شود وسعت می یابد و آنقدر عظیم می شود که همه ی دلخوشی هایت را می بلعد

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهى ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازى ميکنيم و بعد... براى آنچه از دست رفته آه ميکشيم مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

مهم نيست كه چند بهار در كنار هم زندگي كنيم،مهم اين است كه يادمان باشد عمرمان كوتاه است . در پايان زندگي،خيلي از ما خواهيم گفت: كاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه كنيم !

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فرو ریختم .. از دیدن کسی کــه ، تنهــاصدایش شبیــه به صدای" تــــو " بــود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

دختر خوب تو دنیا مثل دانیاسور میمونه که نسلش منقرص شده ولی پسر خوب مثل سیمرغ ه که از همان اول هم افسانه بوده

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

مترسك گفت اي گندم تو گواه باش كه مرا براي ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده اى بودم كه از ترس من از گرسنگى مرد

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

هنوز نمی دانم هر سال که می گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود (بچه ها شما می دونین؟؟؟)

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

الکی میرود مسنجر و چراغش را روشن میکند الکی میرود جی تاک و چراغش را روشن میکند مینشیند پای کامپیتر تا شب تنها هیچکس منتظرش نیس چراغها روشنند برای بودن روشن بودن خوب است همین