دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از دور دست ها می آید

از خاطره

از اسب

از ماشین های دودی

از باران

از خاطراتی دور که اینک

فرو غلطیده

در برگی از تاریخ
نوشته های این گروه به همۀ

پداران خوب و مهربان تقدیم می شود.

برای #پدر بنویس...

جزئیات گروه

شناسه 1102
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 694 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 28 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 85
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 129
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 133

کاربران گروه

(328 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بابا
شناسه‌: 1102 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
elysiume
elysiume
در بابا

نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ، آواز که خواند تازه فهمیدم ، ... ... پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !

elysiume
elysiume
در بابا

آیینه ها دچار فراموشی اند و نام تو ورد کوچه ی خاموشی. امشب تکلیف پنجره بی چشمهای باز ِ تو روشن نیست!

elysiume
hand.jpg elysiume
در بابا

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می کند؟» مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی کودک خورد که نوشته بود: «دوستت دارم پدر»

این ارسال را بازنشر کرده است.
elysiume
pedar3.jpg elysiume
در بابا

پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست.

mohmmad
mohmmad
در بابا

به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همهٔ موهاش ریخته، به باباش میگه بابا م...ن الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟ باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوشتیپ تری

mohmmad
mohmmad
در بابا

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: .. تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ .. پسر جواب داد:من میزنم ... ... ... .. پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید .. با ناراحتی از کنار پسر رد شد .. بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. .. ... پسرم من میزنم یا تو؟ .. این بار پسر جواب داد شما میزنی. .. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟ .. پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی .. .. دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mohmmad
mohmmad
در بابا

سلامتی اون بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت: بابا داری میای خونه شیرنی میخری؟؟؟ جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه!! ماشینشو زد کنار خیابون پیاده شد آروم و با خجالت گفت: آزااااااادی آزااااادی 2 نفر...

الهه
الهه
در بابا

اگه تو رم باستان زندگی می کردیم مطمئنا ازم یه گلادیاتوری چیزی میساختی ... از بس علاقه به تشویق من برای مبارزه در زندگی داری ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در بابا

همیشه دوست داشتی یه پسر باشم ...

باران بهاری
باران بهاری
در بابا

من بی تو می میرم ؛ تو که حالمو می فهمی ؛ تو که فکرمو می خونی ؛ تو که حسّمو می دونی ...

...غزلواره ...
...غزلواره ...
در بابا

وقتی پدرم مرا می بوسد ...وقتی به داشتنش افتخار میکنم ...وقتی پدرم در آغوش ِ گرمش مرا پناه میدهد ...وقتی دستهای ِ مردانه اش را به دور ِ گردنم می اندازد ... صـــــدای خنـــــده ی خــــــــــدا را می شنـــــوم ........

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در بابا

وقتايى كه بهت فك ميكنم... دوس دارم تمام دنيارو سايلنت كنم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن
در بابا

بابا دست رد زد به قلبم این زمونه...

♡صـــدف دختـــرِ دریـــا♡
ممكن است روزی شاهزاده ام را پيدا كنم.jpg ♡صـــدف دختـــرِ دریـــا♡
در بابا

میگوید : قـــدر ِ هر آدمـــــی به عمـــقِ زخمهــــــایِ اوست !!