داداِ جوجو
ما هم شكسته خاطر و ديوانه بوده ايم/ما هم اسير طره ي جانانه بوده ايم//ما هم به روزگار جواني ز شور عشق/روزي رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم ..."
داداِ جوجو
گر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی نهریكوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش.نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه كن چون وقتی حركت میكنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی ، سبزه های كنار نهر را دیده ای چه زیبا چشم رانوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند، این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر كوچك اما جاری است، پس تو هم با الهام از این رود كوچك جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست
elysiume
باران بیاید یا نیاید ، تو باشی یا نباشی ، خاطرت باشد یا نباشد ، من خیس از یاد توام ..
داداِ جوجو
خداوندا، به تو امیدوارم و به تو توکل کرده ام.به من جرأت بده تا قدرتمند شوم. می دانمکـه بـرای رو بـه رو شـدن بـا دغـدغـه هـــای زنـدگـی ام نـیاز بـه قـدرت و جرأت دارم و ازطـریق قـدرت تـو می توانم نرم تر از فرشته و قدرتمند تر از شیر باشم . . .
داداِ جوجو
صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي ولي اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني
داداِ جوجو
کسی در دلتو می زنه : مواظب باش قبلش ,آیفون دلتو تصویری کنی چون اگه بیاد تو و بشینه دیگه نمی تونی بیرونش کنی آخه مهمان حبیب خداست...!!!
... UnKnoWn ...
دل من کهـــ بی او دل نیستـــــــ! پس چگونهـــ از مـــن انتــــــظار مهـــــربانــــی داریـــــد
داداِ جوجو
يک شبي مجنون نمازش را شکست ... بي وضو در کوچه ليلا نشست
داداِ جوجو
وچه زیباست در زیر باران برای هم،بودن.
داداِ جوجو
تنها در زیر باران قدم زدن فراتر از آرزوهاست فقط خدا فراتر از آرزو ها می تواند باشد پس از پیله ی تنهایی ها بیرون بیا و بگزار تادمی دلت در زیر چتر محبت از آوار بی قراری ها به دور باشد،