دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

پس قابیل صخره بر سر هابیل کوبید ، که خدا کلمه ی من است و کلمه ی تو خدا نیست ! و این چنین شد که ما با کلمه به جنگ خدای یک دیگر رفتیم و هم دیگر را کشتیم ! هم گونی ِ کلمات محال است !

فردایی دیگر
فردایی دیگر

هرچه گویم عشق را شرح و بیان //چون به عشق آیم خجل باشم از آن //گرچه تفسیر زبان روشنگرست //لیك عشق بی‌زبان روشنترست

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مرگ با دشنه دوست ؟ دوستان این درد است.....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

هوشنگ ابتهاج شاعر ..ازاده و ازادی ______کمتر شاعری از ازاده گی و ازادی به این زیبایی و جسارت شعر میگه ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

هر کجا مشتی گره شد مشت من// زخمی هر تازیانه پشت من// هر کجا فریاد آزادی منم //من در این فریادها دم می زنم . . . - ه.الف سایه- (مثنوی بانگ نی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه دست و پایی می زنند آدمها ... برای پنهان کردن آنچه دیدنش ... نیازی به چشم ندارد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کی دل ایمن بود از چشم تو و زلف سیاه ... شب بدین تیرگی و دزد بدان چالاکی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اسمت را موج میبرد ... خودت را کشتی ... موهایت را باد ... و یادت را دفتر گمشده ام // اسمم را سنگی نگه میدارد ... خودم را گوری ... ویادم را ... (بگذریم ،مهم نیست) ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای دست برده در دل و دینم چه می کنی ؟ / جانم بسوختی و هنوزت کم است این ؟ / آه از غمت که زخمه ی بی راه می زنی / ای چنگی زمانه چه زیر و بم است این ؟ / یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی / چندین هزار امید بنی آدم است این / ... ! (سایه)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بین من و تو چهل زندان بود ... حیاط به حیاط زندان ... با پرچم صلحی در دست آمدم ... تو نبودی ... ! "شمس لنگرودی"

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گرچه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست ... ای اجل ،مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست ... در نمازت شعر می خوانی و می رقصی٬دریغ ... جای این دیوانگی ها گوشه محراب نیست ... گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟ ... گوهری مانند مرگ آنقدر هم نایاب نیست ... ! (فاضل نظری)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نفست چون باران ... دل من تشنه ی باریدن ابر ... دل بی چتر مرا مهمان کن ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گویی به چه شانه کرده‌ای زلف؟ ... یا خود به چه آب شسته‌ای روی؟ ... کز روی، به لاله می‌دهی رنگ ... وز زلف، به مشک می‌دهی بوی ... ! (سعدی)

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

هر پنج دقیقه در دنبالر با اندروید:شما یک پیام خصوصی دارید!وباز همان قدیمی!و دنبالر به ما خواهد خندید؛من میدانم...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند ... دور باد از خرمنِ ایمانِ عاشق ، آفتی ... روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت ... کاش بر آیینه بنشیند غبارِ حسرتی ... ! (فاضل نظری)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.