دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
amirali
amirali

سلااااااااااااااااام ب دوستاااااااااااااااااااااان عزیز

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بين دو رنگ مي ماند شهر ... عابران ِ زردي از پشت پلك ها تصاوير ناتمام ،خانه مي برند ... و سرخي ها ،تاج ريزي هاي مرده را ... لاي سنگ ها پنهان مي كنند ... !

Hamed
Hamed

همیشه یکی هست.. کنار غروب غربیت بشینه.. چشاتو بگیره... نذاره ببینی بد روزگارو .. همیشه یکی با دوتا چشم معصوم.. حواسش بهت هست.. یکی مثل آینه .. مثل سایه آروم .. حواسش بهت هست ...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

يك ني لبك به من بدهيد با چشم هايي سياه ... رودخانه و ماه هم ... يك شهر به من بدهيد با دو خيابان ِ موازي ... بازيگرانش تنهايي ... و يك برگ هم مي خواهم با يك جفت كفش راحتي ... فرهاد و كولي ها را هم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من اطلاع یا گناهی ندارم ... باید به بندگان مختلف خدا رجوع و سلام کرد ... بعد از آن ها پرسید: به کدام یک از منظومه های شمسی علاقه دارند ... من یا علیه من؟ ... ! ( آنا شکراللهی )

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پنجره ات را بسته ام ... تا دیوارهایم را فرو نریزی ... قهوه ی تو دم کشیده است ... ! و من روی مبل پارچه ای دستبافی تو را زندانی کرده ام ... و تو پنجره مرا ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با ته ریش خیس ... پلّه پلّه ... به بستر زمهریرم بازمی گردم ... هیچ کس خبر ندارد از این راز ... الّا تو ... که مرا تعقیب می کنی ... !

مــُ حمــّــد ; )
1.jpg مــُ حمــّــد ; )

به یاد توییت..........

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هیچ کس به آخر دنیا نمی رسد ،الّا من ... که بالای نیمه شب ،از تقطیع شعرهایم پایین می آیم ...ده هلالِ انگشت فرو می کنم به آب قنات ... تا برهم زنم چهره ی تابان اَت ... ! (احمد فریدمند)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چقدر افتادن خوب است ... زمین خوردن و راه‌های دوباره پریدن ... و به تو رسیدن ... به تو که چقدر از مسیر گمراهی من شیطان می آی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من از صدای تو می میرم ... فروتنانه که می افتد ... روی سادگی من ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بهاران بسیاری را ... پای آن نهال نورس گردو ... که پدر بزرگ کاشته بود گریستیم ... و به شاخه هایش دخیل بستیم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی نمی شود تمام حرفها را به گاوی گفت که ماغ می کشد ... و روزنامه های صبح و عصرِ مرا ... با اشتهای یک گرسنه ی معترض می جود ... گاهی نمی شود حتی ... ! (علیرضا عمرانی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مسافری سرگردانم ... که حال خودم را دارم ... حال دستهای خالی ام را ... که بی هدف برای عابرانی بی نگاه ... دست تکان می دهد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همه چیزم خوب نیست ... حالم و دستهایم ... که مدام به هم می خورند و من بیدار نمی شوم ... !