PARVIN
من عاشق اون ديالوگم که پدر ژپتو به پينوکيو ميگه: پينوکيو... چوبي بمان! آدم ها سنگي اند دنيايشان قشنگ نيست
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه مي توان كرد ؟ قسم خوردم كه دنيا و غمهايش را فراموش كنم ولي نمي شد دلم مي خواست قلم را بشكنم تا ديگر ننويسد تا ديگر از سياهي قلم اثري نماند ، اما نتوانستم چون قلم مرا شكست و اشكهايم را جاري كرد
•▪●۩ اسی ۩●▪•
اما دریغ.... سرگردانتر از همیشه ام ....بی هدف- بی امید-خسته و تنها چونان تک درختی در بیابانی داغ و مرده لحظه شماری میکنم که فرشته مرگ در اغوشم گیرد.... دیگر مجالی نمانده روزهای دلهره رو پایان است من همان عاشق دیروزی ام دلشکسته امروز و گویا فراموش شده فردا میشناسی مرا؟ گمان نمیکنم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
رویای شیرین کودکی لبخند تلخی بر لبهای همیشه بسته ام هدیه میکند.... کاش میشد دوباره از نو آغاز کرد ای کاش میشد تمام فرصتهای سوخته را دوباره احیا کرد....
PARVIN
گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه می خواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بـه ِ شکل ِ بی تو می میرم...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگری ست ...!
میترا
من که خدا نیستم بگم ؛ صد بار اگه توبه شکستی باز آی … ! رفتی ؛ … ” به سلامت “
PARVIN
مناجان نامه خواجه عبدالله انصاری:ای جـمـلـه بـیکـسـان عـالـم را کَـس /یـک جـو کرمـت تـمـام عـالـم را بـَس/ مـن بـیکـَسَـم و کـسی نـدارم جز تـو/ یا رب به فریاد من بی کَس رَس
PARVIN
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که ” ای کاش” تکیه کلام پیریت نشود . . .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دو چشم خسته ام را خواب می گیرد.... اما من سودی نیافتن از خفتن و باز برخواستن من امشب باز بیدارم و دوباره غم ساربان قافله روزگار سیاه من است....
✔ عـلـ[بابا]ــی
آنکه خوانمش نیست بجز حضرت دوست/ دنیا به جمال حضرت دوست نکوست ... گر شود جدای استخوانم از پوست / پر خاک شوم ذره شوم جلوه اوست ... !
PARVIN
تو با من ....... تومن ها می ارزد .... این یعنی روزی حلال !!!
PARVIN
دوستت دارم... یکـ کلمــه است بـا دنیـــایی از مسئـولیت گفـــتنش هنـــر نیست مسئولــــیتـ پذیـــریشــ هنــــر است...
میترا
دوستم یه پسر سه کیلویی زائیده، 4 میلیون و 500 هزار تومن پول بیمارستان داده یعنی دقیقاً کیلویی یک و نیم میلیون واسش در اومده