پـریـسـا
روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم
پـریـسـا
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
بی وفابودکه رفت.راحت وآرام ازمقابل شقایق هاگذشت,آنقدربیخیال که گویی هرگزبرایش دردورنج بابونه هامهم نبود,بی رحم وسنگدل چشم های گریان رانادیده گرفت.اوباتمام هستی اش رفت غافل ازقلب هایی که به خاطرش شکسته بودند.گویی التماس هیچ دستی برایش مهم نبود,انگارپاییزرانمیدیدکه بی صبرانه منتظربودپاروی جای پایش بگذارد.اورفت وگفت که منتظرش بمانیم ومن همچنان تاابدهمین جاهمراه تمام اشک هایم کنارپلکان شک وتردیددرانتظارش خواهم ماند اماهمیشه حس غریبی به من میگویدکه اگراومی خواست برگردد هرگزنمی رفت...
پـریـسـا
یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟ میگن پ نه پ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
صدا كن مرا صداي تو خوب است صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد. در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك تنهاترم. بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است و تنهايي من شبيخون حجم ترا پيش بيني نمي كرد. و خاصيت عشق اين است. كسي نيست، بيا زندگي را بدزديم، آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم. بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم بيا زودتر چيز ها را ببينيم ببين، عقربك هاي فواره در صفحه ي ساعت حوض زمان را به گردي بدل مي كنند بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را.
./ DoostDar ./
حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
دستم بگیر دستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر درمانی باش پیش از انکه بمیرم اوازی باش پرواز اگر نئی همدردی باش همراز اگر نئی اغازی باش تا پایان نپذیرم گلدانی باش گلزار اگر نئی دلبندی باش دلدار اگر نئی سبزینه باش با فصل بد و پیرم از بوی تو چون پیراهن تو اغشته شد جانم با تن تو اغوشی باش تا بوی تو بگیرم لبخندی باش در روز و شب من در هم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم اهنگی باش در این خانه بپیچ پزواکی باش از بگذشته که هیچ اهنگی نیست در نایی که اسیرست
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
پـریـسـا
تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم ... میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟ پَ نه پَ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی !
چه عجب مگر تو یه کاری بکنی
15 سال و 2 ماه و 13 ساعت و 20 دقيقه قبل
15 سال و 2 ماه و 13 ساعت و 18 دقيقه قبلپري داري پست ميذاري..؟پ نه دارم سبزي خورد ميكنم.
15 سال و 2 ماه و 13 ساعت و 14 دقيقه قبل توسط موبایل
15 سال و 2 ماه و 13 ساعت و 10 دقيقه قبل