arezoo
شاید محال باشد بیپر پریدن، امّا ...اوجِ شکوهِ دریا، پروازِ یک نهنگ است... "امین نوراللهی"
arezoo
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم... یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم... " فاضل نظری "
arezoo
روحم به تو صد نامه نوشت و نفرستاد... ترسید که دیوانه کنی نامه رسان را ..."غلامرضا طریقی"
arezoo
پایان التهاب، شروع نگاه توست...... من یک کویر تشنگی ام، جویبار شو ...."سلمان هراتی"
arezoo
خنده ات ساخت وساز ،اخم تو ویرانی ها... گیسـوانت گـره کـور پــریشـانــی ها ...اشک تو در صدد حمله قلبی به من است... یورش آورده به من لشکر اشکانی ها... نقش ابروی تو را جای مدل در سر داشت ...طاق ها ساخت اگر دولت ساسانی ها... از لب سرخ تو حرفی نزدم می ترسم ...زعفـران بـاد کنـد دست خراسانی ها ...چشم تو جنگل سبزی ست در آغوش خزر ...آشنـاینـد بـه ایـن منظـره گیلانــی ها ...درّی و در دل یک مشت پر از مروارید ...نــادری بــاز در انبــوه فــراوانـی ها............ جواد منفرد
arezoo
در آسمان اگرچه که سو سو نمی زند... چشمت ستاره است ، ببین ، مو نمی زند ...اما ستاره قلب کسی را نبرده است ...اما ستاره عطر به گیسو نمی زند ...تو یک پری که عصر میان حیاطشان...... نه ، نه پری که دست به جارو نمی زند... حتی پری شبیه تو خوش خنده نیست ،... نه لبخند های ناز تو را او نمی زند... زیبا کسی که شکل تو باشد به موی خود ...با قصد غیر قتل که شب بو نمی زند... پس هی نگو که جرات عشق مرا نداشت ...آدم به مرده تهمت ترسو نمی زند... آن هم چه مرده ای ، که تنش تکه پاره است... این چشم زخمِ کیست که چاقو نمی زند ؟... با این همه دلم به جز آن روی ماهِ تو ...این جا به هیچ روی دگر رو نمی زند ...من بندگی عشق تو را می کنم هنوز ...شیطان نگاه توست که زانو نمی زند .............مهدی مردانی
ᴙᴈᶎᴬ ( رفیق ِ خاندان)
غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی / با من به جمع مردم تنها خوش آمدی // بین جماعتی که مرا سنگ می زنند / می بینمت برای تماشا خوش آمدی ...
arezoo
نـوشتـه ای کـه بـه من حالِ خـویش را بنـویس .......نــوشــتـنـی نـبـود حــالِ مـــن ؛ بـیــا و بـبیـن ...!!!
arezoo
مپـر از روی آتـش ، خـواهـر محجــوب بــا ایمـان... جـگر از روی آتـش بپّـرد جـزغاله خواهـد شد ...! . . . سعید بیابانكی
arezoo
تــو از کـی عـاشقـی ؟ ایـن پرسـش آیینـه از مـن بــود .....خــودش از گـریـه ام فهمیـد ، مـدتهـاسـت . . . مـدتهـاسـت . . ./ فاضل نظری
این چندمین تولد توست؟




13 سال و 2 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلو چندمین انبساط مجدد کائنات؟
این چندمین بارخلقت است؟
و چندمین انفجار سکوت؟
چندمین لبخند آفرینش؟
خورشید را چندمین بار است که میبینی؟
و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟
و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟
چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟
چندمین دم!؟
چندمین آن!؟
آه که تو چقدر خوشبختی!
و جهان چه پرغوغاست
که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .
مرسی ساسان *مسعود* جان خیلی لطف کردی
خطابت خیلی زیبا بود...!!
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبلمتشکر عزیز ... حتماً قسمت خاص شومپت بودنت خیلی زیبا بوده ..... باز هم خواهش
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 27 دقيقه قبلاووووووووووووووووووره
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبل