ترانه خاموش
من این دلتنگی ها را دوست دارم چون بوی تو را میدهند ...
ترانه خاموش
تو بهانه ای بودی برای شکستن بغض ها و دلتنگی های تنهاییم. بهانه ای برای فراموش کردن دردهای گذشته ام ...
ترانه خاموش
مهمان ناخوانده ی قلبم… بمان… بمان، که ماندنت را سخت دوست دارم…
ترانه خاموش
شراب هم … به مستی ام حسادت می کند… آنگاه که خمار یک لحظه… دیدن تو می شوم…
ترانه خاموش
دلم آشـفته روحم آشفـته ،من و بختـی که سـالها خفـته خسته ام خسته ام نگاهی کن،من که با یک نگاه می میرم دستی از دوردست ها انگار ، مـی کشد این قطار خالـی را دلم ، ای اتفــاق سرگــردان! در کـدام ایستـگاه می میرم؟ چاره ای نیست،غصه پیرت کرد کم کم از یاد می روی دل من تو شبی زنده زنده می سوزی ، من شبی بی گناه می میرم ...
ترانه خاموش
دل تنگم! دل تنگِ خیلی چیزها دل تنگ این همه دل تنگی ها چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت!دل تنگم دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی دل تنگ این همه نبودن ها دل تنگ این همه دل تنگی ها دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست و تمام هست هایی که نیست! حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!! دل تنگ تر نیز خواهم شد می رسد روزی که بگویم: دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده!!
ترانه خاموش
خدایا …! گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ، نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ، و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
ترانه خاموش
حرف دلم : گاهـ ـي حجـ ـم ِ دلــــتنـگي هايـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زيـاد ميشود که دنيــــا با تمام ِ وسعتش برايـَم تنگ ميشود ... ... دلتنــگـم... دلتنـــــگ کسي کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسيــــد از حرکـت ايستـاد... دلتنگ کسي که دلتنگي هايم را ديگر نمي بيند ..
ترانه خاموش
هر چقد رو دیوار مجازی بنویسم بازم هیچ کدوم از حرفای دلمو نمی تونم بگم حرفایی که هرگز نه میشه گفت نه میشه نوشت رنگ آرزوهایم این روزها خیلی پریده تو اگر دستت به آسمانش رسید چند تکه ابر نقاشی کن تا دل من به ابرها خوش باشد… !
ترانه خاموش
این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم!! دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم و نه هراس از دست دادن را..... هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد دلم هوای خودم را کرده است... همین...
ترانه خاموش
ساده هستم ساده می بینم ساده می پندارم زندگی را نمیدانستم جرم می دانند سادگی را سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم ساده می مانم… ساده میمیرم… اما… ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
ترانه خاموش
عادی رفتار کن امـّــــــــــــــــا عادی احســـــاس نکن !
Hamed
این یه حقیقته تلخه که دارم از پا در میام ....
Hamed
من همونیم که فکر میکرد هیچ موقع وا نمیده . .. ....