sara
برای دخترم آرزوی خوشبختی خواهم کــــرد مادرم هم برای من آرزوی خوشبختی میکنـــــد... و مادرش هم برای مادرم این ارزو را میکـــرد ناامید نیستم, یک روزعاقبت ، دختری از نسل ما خوشبخت خواهد شد....
✔ عـلـ[بابا]ــی
ســـــــاز آن ســــــوز نــــــدارد بنـــــالد بــــا مـــــــا / بهــــر تسكــــين دل ســـوختگـــــان ، نِی ببُريد / هر كجا محفل گرمی است كه رنگی خواهد / قدحی خونِ دل ما ، عوض مِی ببَريد ... ! [رحیم معینی کرمانشاهی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
هر که شد محرم دل در حرم يار بماند / وان که اين کار ندانست در انکار بماند / اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن / شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
و ستایش کنیم خـــداوند مهربان را ... که خالق زیبائی هاست ♥ ... !
ᾋṨἬἝƓἬ
کیـــــــش می کنم مهرت را از دلم و هر از گاهی یادی لبخندی نگاهی بوی عطری در می رود از لای شانه های جارو و می دود . . . (دیدگاه)
ᾋṨἬἝƓἬ
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند . یا ... رسد آدمی به جایی که بجز خودش نبیند . گاهی بر سر دوراهی های زندگی می مانیم که کدام را انتخاب کنیم : خود را یا خدا را ؟
ᾋṨἬἝƓἬ
روی در مسجد نوشته بودن : اگرازگناه خسته شدی، وارد شو!!! طرف اومده بود زیرش نوشته بود: اگر هم که خسته نشدی،با این شماره تماس بگیر: *******0935 => عسل ناناز ..! واقعیتش موندم چی بگم ؟
✔ عـلـ[بابا]ــی
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند! / از گوشه ی بامی که پریدیم، پریدیم / رم دادن صید خود از آغاز غلط بود / حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
افکارم به هم میپیچد و رنج میکشد ،مانند زردآلویی ناشتا خورده ... در میان هوی و های دوزخیان باکره ... که چون ستارگان افتاده بر زمین، به انتظار نعره حنجره ای نشسته اند ... و من به اتفاقها ایمان می آورم ... و از تمام پاشیدگیِ این ذهن ،منتظرِ ذره ای میمانم که برایم نقش هسته زرد آلو را بازی کند ... اما تو هنوز میپنداری که من ... به هیزم های تَرت دلخوشم ... ! [امیر منتظری]